واحد 6 / 11

تجزیه و تحلیل عملیات: کارایی، تنگنا و ظرفیت

سود:

  • توانایی درک منطق تنگنا (سرعت یک فرآیند سرعت کندترین مرحله آن است) و هدف قرار دادن گلوگاه برای یافتن و بهبود آن در نقطه مناسب با پشتیبانی هوش مصنوعی
  • توانایی اندازه گیری بهره وری همراه با کیفیت و پایداری و اجتناب از دام کاذب بهره وری
  • توانایی تولید سناریوهای ظرفیت با هوش مصنوعی و ترکیب آنها با واقعیت اقتصادی با علم به اینکه پیش بینی هستند

عملیات عضله یک تجارت است: جایی که محصول ساخته می شود، خدمات ارائه می شود، کار در واقع انجام می شود. برای یک مدیر، مدیریت خوب عملیات به معنای تولید ارزش بیشتر با همان منابع است. کلید این امر در سه مفهوم نهفته است: کارایی (چه مقدار خروجی در هر ورودی تولید می کنید)، تنگنا (باریک ترین نقطه ای که کل جریان را کند می کند) و ظرفیت (حداکثر مقداری که می توانید با منابع موجود تولید کنید). در این بخش، نحوه استفاده از هوش مصنوعی برای تجزیه و تحلیل داده های عملیاتی، یافتن تنگناها و برنامه ریزی ظرفیت را یاد خواهیم گرفت. مرز: هوش مصنوعی تجزیه و تحلیل و توصیه را تولید می کند. مدیر تصمیم می گیرد که در کدام تنگنا سرمایه گذاری کند و چگونه منابع را توزیع کند.

منطق تنگنا: ضعیف ترین حلقه در زنجیره

قدرتمندترین ایده مدیریت عملیات ساده است: سرعت یک فرآیند، سرعت کندترین مرحله آن است. در یک خط تولید پنج مرحله ای، اگر چهار مرحله 100 قطعه در ساعت و یک مرحله پردازش 40 قطعه انجام شود، سرعت کل خط 40 می شود. به این مرحله کند، گلوگاه می گویند. شتاب گرفتن گام‌های خارج از گلوگاه، هدر دادن پول و تلاش است. تنها کاری که کار می کند این است که گلوگاه را باز کند. به همین دلیل است که همیشه اولین سوال تحلیل عملیات این است که "گلوگاه کجاست؟"

هوش مصنوعی کمک خوبی برای یافتن گلوگاه در داده‌های عملیات شماست: شما مدت زمان هر مرحله، زمان انتظار و عقب ماندگی‌ها را مشخص می‌کنید و تنگ‌ترین نقطه و عقب ماندگی‌های پیش رو را مشخص می‌کند. اما مراقب باشید: هوش مصنوعی کندترین مرحله را در داده ها نشان می دهد. شما باید با دانش میدانی خود تشخیص دهید که آیا این یک تنگنا واقعی است یا یک اختلال موقت.

نکته: نشانه عملی برای یافتن گلوگاه، "عقب مانده" است. هر مرحله ای که در مقابل شما انباشته می شود (تحرک، صف، موجودی در جریان کار) احتمالاً گلوگاه است. از هوش مصنوعی بپرسید: "کدام مرحله بیشترین کار را در پیش دارد؟" شما می توانید این را به سرعت با پرسیدن پیدا کنید:

کارایی و ظرفیت: استفاده هوشمندانه از منابع

بهره وری نسبت ورودی و خروجی است: تولید بیشتر با نیروی کار یکسان، هدر رفت کمتر با همان ماشین. اما تعقیب کورکورانه بهره وری یک تله است - «کارایی» که کیفیت را کاهش می دهد یا کارگران را می سوزاند در واقع هزینه دارد. مدیران خوب کارایی را در کنار کیفیت و پایداری می سنجند.

برنامه ریزی ظرفیت به معنای از پیش تنظیم منابع برای پاسخگویی به تقاضا است. ظرفیت کم به معنای سفارش های از دست رفته است. ظرفیت مازاد به معنای هزینه های بیکار است. هوش مصنوعی در تولید سناریوها از داده‌های تقاضا و ظرفیت تاریخی شما قدرتمند است: «اگر تقاضا 20 درصد افزایش یابد، کدام مرحله با تنگنا مواجه می‌شود؟»، «اگر یک تغییر اضافه کنیم، آیا گلوگاه حل می‌شود؟» سناریوهای سریعی برای سوالاتی مانند. این سناریوها پیش بینی هستند. شما بر اساس واقعیت اقتصادی و دانش میدانی تصمیم می گیرید.

سه کیف کوچک

مورد 1 - سرمایه گذاری در مکان نامناسب. تولید در یک کارگاه مبلمان کند بود. اولین واکنش مدیر این بود که گران ترین دستگاه (برش) را تجدید کند. ابتدا او گام های ناشناس را به هوش مصنوعی داد. YZ نشان داد که مرحله رنگرزی-خشک کردن، نه برش، گلوگاه است و به طور متوسط ​​3 روز محصولات نیمه تمام در مقابل آن انباشته شده است. به جای یک دستگاه برش جدید، مدیر در کوره خشک کن دوم سرمایه گذاری کرد. نرخ تولید 28 درصد افزایش یافت و هزینه آن یک سوم بود.

مورد 2 - کارایی جعلی. در یک مرکز تماس، «زمان هر تماس» کاهش یافت و بهره‌وری افزایش یافت. اما زمانی که هوش مصنوعی رضایت مشتری و نرخ تماس تکراری را با هم داده شد، حقیقت آشکار شد: مشتریان دوباره تماس گرفتند زیرا مشکلاتشان حل نشد و کل حجم کاری افزایش یافت. "کارایی" یک توهم بود. معیار به «نرخ تفکیک تماس اول» تغییر یافت.

مورد 3 - سناریوی ظرفیت. یک مرکز توزیع بار در حال آماده شدن برای افزایش تقاضای قبل از تعطیلات بود. مدیر اطلاعات تعطیلات گذشته ناشناس را به هوش مصنوعی می دهد و می پرسد: "اگر تقاضا تا 40 درصد افزایش یابد، کدام مرحله مسدود می شود؟" او پرسید. هوش مصنوعی پیش‌بینی کرد که مرحله مرتب‌سازی تجزیه می‌شود. مدیر کارکنان موقت را برای آن مرحله برنامه ریزی کرد. عملیات عید بدون گلوگاه گذشت. سناریو از هوش مصنوعی بود، تصمیم از سوی مدیر بود.

چهار قالب قابل کپی

1) تشخیص تنگنا:

نقش شما: تحلیلگر عملیات از داده های فرآیند ناشناس پیوست شده (نام مرحله، میانگین زمان، بک لاگ) استفاده کنید. برای من: 1) کندترین قدم و عقب ماندگی پیش روی آن را به من نشان دهید. 2) این احتمال را که گلوگاه است را توجیه کنید. 3) به من یادآوری کنید که چرا سرعت بخشیدن به مراحل دیگر به جز گلوگاه کار نمی کند. فقط از اعدادی که دادم استفاده کنید.

2) تعادل کارایی و کیفیت:

من در حال بررسی بهبود معیار بهره‌وری زیر هستم: [متری]. اگر این معیار را به تنهایی دنبال کنم، کدام شاخص کیفیت/کارمند/مشتری ممکن است آسیب ببیند؟ ریسک ها را فهرست کنید و معیاری متعادل پیشنهاد کنید که کارایی را همراه با کیفیت اندازه گیری می کند.

3) سناریوی ظرفیت:

از داده های ظرفیت ناشناس پیوست شده (گام، ظرفیت فعلی، تقاضای فعلی) استفاده کنید. ایجاد 3 سناریو: تقاضا +10٪، +25٪، +40٪. در هر سناریو، در جدول نشان دهید که کدام مرحله ابتدا مسدود شده است و چه تعداد منابع اضافی مورد نیاز است. فرمول های محاسباتی را بنویسید تا بتوانم آنها را به صورت دستی تأیید کنم.

4) تجزیه و تحلیل زباله:

نقاط هدر رفت را در داده های تولید ناشناس پیوست شده بیابید (در کدام مرحله چقدر ضرر). 3 منبع اصلی زیان را فهرست کنید و برای هر کدام یک بهبود کم هزینه پیشنهاد دهید. بدون دلیل ادعا نکنید؛ اگر نامشخص است، بگویید "باید بررسی شود".

اعلان ضعیف / اعلان قوی

اعلان ضعیف:

چگونه سرعت تولید را افزایش دهم؟

بدون داده، بدون فرآیند. هوش مصنوعی توصیه های کلی می دهد (ماشین های بیشتر، پرسنل بیشتر). اینها می توانند باعث شوند خارج از تنگنا سرمایه گذاری کنید و پول را از دست بدهید.

اعلان قدرتمند:

نقش شما: تحلیلگر عملیات داده های ناشناس پیوست شده شامل 6 مرحله تولید، مدت زمان هر مرحله و کار در انتظار آینده است. هدف من افزایش سرعت کل تولید است. ابتدا گلوگاه را پیدا کنید، سپس تأثیر گسترش آن مرحله را تخمین بزنید. سرمایه گذاری در مراحل غیر گلوگاهی را توصیه کنید. نمایش فرمول ها

اندازه

رویکرد ضعیف

رویکرد قوی

داده ها

هیچ کدام

زمان های مرحله اضافه شد

تمرکز کنید

سرعت کلی

تنگنا

جهت سرمایه گذاری

تصادفی

گلوگاه را هدف گرفته است

قابلیت تأیید

پایین

با فرمول

اثربخشی هزینه

پایین

بالا

اشتباهات رایج

  • سرمایه گذاری خارج از گلوگاه باریک ترین مرحله را بهبود بخشید، نه گران ترین مرحله را.
  • کارایی تقلبی سرعتی که کیفیت را کاهش می دهد در واقع حجم کار را افزایش می دهد. کارایی را با کیفیت بسنجید.
  • گیر افتادن در یک گلوگاه هنگامی که یک گلوگاه حل شد، گلوگاه بعدی ظاهر می شود. روند به طور مداوم نظارت می شود.
  • اشتباه گرفتن سناریو واقعی سناریوهای ظرفیت تخمین زده می شوند. با واقعیت اقتصادی ترکیب شود.
  • نادیده گرفتن علت اصلی آتش سوزی یافتن نقطه اتلاف کافی نیست. علت را در میدان بررسی کنید.
احتیاط: هنگامی که یک تنگنا را حل کردید، کار تمام نشده است. سرعت سیستم اکنون در کندترین مرحله بعدی گیر کرده است. بهبود عملیات یک پروژه یکباره نیست، بلکه یک چرخه مداوم است. بعد از هر بهبودی می پرسیم "گلوگاه جدید کجاست؟" دوباره بپرس

به طور خلاصه

قلب تجزیه و تحلیل عملیات، منطق تنگنا است: سرعت یک فرآیند، سرعت کندترین مرحله آن است، بنابراین بهبود باید در تنگنا باشد. اندازه گیری کارایی در کنار کیفیت و پایداری؛ در دام بهره وری جعلی نیفتید. ظرفیت را با سناریوها برنامه ریزی کنید، اما به یاد داشته باشید که سناریوها تخمینی هستند. هوش مصنوعی یک کمک قدرتمند در تشخیص تنگنا، تولید سناریو و تجزیه و تحلیل ضایعات است. این تصمیم مدیر است که در کدام تنگنا سرمایه گذاری کند و چگونه منابع را توزیع کند.

وظیفه کاربردی

فرآیندی را از عملیات خود (تولید، خدمات یا جریان اداری) انتخاب کنید و به طور ناشناس مدت زمان هر مرحله و مقدار بک لاگ را فهرست کنید. از هوش مصنوعی بخواهید گلوگاه را با الگوی «تشخیص گلوگاه» در بالا پیدا کند. سپس با «سناریوی ظرفیت» اولین انسداد افزایش تقاضا را مشخص کنید. یافته ها را با مشاهده در میدان بررسی کنید و اولویت سرمایه گذاری خود را در 3 مورد یادداشت کنید.

چک لیست

  • [ ] آیا من مراحل فرآیند را به صورت ناشناس با مدت زمان و عقب ماندگی فهرست کرده ام؟
  • [ ] آیا گلوگاه (باریک ترین نقطه) را به درستی شناسایی کرده ام؟
  • [ ] آیا من بهبود را در گلوگاه هدف قرار دادم؟
  • [ ] آیا بهره وری را همراه با کیفیت اندازه گیری کردم؟
  • [ ] آیا سناریوی ظرفیت را به عنوان تخمین در نظر گرفتم و آن را با میدان ترکیب کردم؟