سود:
- امکان تولید خلاصه، خلاصه، متن پشت جلد (blurb) و خلاصه تک جمله ای (logline) یک متن در طول های مختلف با پشتیبانی از هوش مصنوعی.
- توانایی تطبیق خروجی هوش مصنوعی با توجه به انتظارات ناشر/خواننده برای تعادل اسپویلر، برانگیختن کنجکاوی و تبلیغ دقیق
- امکان بررسی اینکه آیا متن تبلیغاتی تولید شده توسط هوش مصنوعی واقعیت متن را منعکس می کند یا خیر
سخت ترین بخش نوشتن متن اغلب کوتاه ترین قسمت آن است. گفتن یک رمان 100000 کلمه ای در یک صفحه یا حتی در یک جمله. متراکم کردن یک مقاله در یک پاراگراف؛ وادار کردن خوانندگان به کتابی در پشت جلد آن عاشق شوند - اینها هنرهای جداگانه ای هستند. هوش مصنوعی (AI) کمکی قدرتمند در فشردهسازی و قالببندی مجدد است: میتواند خلاصهها، خلاصهها، تارها و خطوط لاگین با طولهای مختلف تولید کند. اما این بر عهده نویسنده است که تصمیم بگیرد چه چیزی را برجسته کند، چگونه بین اسپویلرها تعادل ایجاد کند و اینکه آیا مقدمه منعکس کننده حقیقت متن است یا خیر. در این بخش به این انواع متن کوتاه اما مهم خواهیم پرداخت.
بیایید با انواع آن آشنا شویم
هر متن تبلیغاتی هدف، طول و مخاطب متفاوتی دارد. بیایید برای جلوگیری از سردرگمی آن را تعریف کنیم:
خلاصه: متنی است که محتوای یک متن را به طور عینی و کامل می رساند; معمولاً شامل پایان می شود. هدف آن اطلاع رسانی است (به عنوان مثال خلاصه اجرایی یک گزارش، چکیده مقاله).
خلاصه داستان : خلاصه داستان یک داستان از ابتدا تا انتها، شامل چرخش و پایان آن است. برای ارائه به ناشر استفاده می شود. برای تصمیم گیرنده نوشته شده است نه برای خواننده.
تار (متن پشت جلد): نسخه بازاریابی که خواننده را متقاعد به خرید می کند. کنجکاوی را برمی انگیزد اما هرگز پایان را فاش نمی کند. هدف آن گرفتن است، نه توضیح دادن.
Logline (خلاصه یک جمله): این فرمولی است که داستان را در یک جمله واحد و قابل توجه خلاصه می کند. معمولاً در ساختار "کی + چه می خواهد + چه مانعی" است. مثل سخنرانی در آسانسور است.
جدول زیر این انواع را با هم مقایسه می کند:
ژانر
طول
آیا پایان را توضیح می دهد؟
خواننده کیست؟
خلاصه
کوتاه-متوسط
بله
جستجوگر اطلاعات
خلاصه داستان
1-3 صفحه
بله
ناشر/آژانس
تاری
100-200 کلمه
نه (هرگز)
خریدار بالقوه
لاگین کنید
یک جمله
نه
همه (قلاب)
احتیاط: اشتباه گرفتن این انواع یک اشتباه رایج است. قرار دادن پایان در Blurb فروش کتاب را از بین می برد. درج نکردن پایان در خلاصه، ناشر را عصبانی می کند (زیرا آنها می خواهند پایان را ارزیابی کنند). به طور واضح به هوش مصنوعی بگویید که کدام نوع را می خواهید و اینکه آیا پایان کار را توضیح می دهد یا خیر.
تهیه خلاصه و خلاصه
بزرگترین خطر هوش مصنوعی هنگام خلاصه کردن یک متن طولانی این است که نتواند مهم را از غیر مهم تشخیص دهد: گاهی اوقات یک جزئیات جانبی را برجسته می کند و استدلال اصلی را مدفون می کند. پس باید به او گفت که مرکز چیست.
نقش شما: دستیار خلاصه در زیر یک مقاله است. ادعای اصلی من: [یک جمله]. 3 نکته مهم حمایت کننده: [n1، n2، n3]. وظیفه: خلاصه ای از 3 طول مختلف تهیه کنید: 1) جمله تک، 2) 50 کلمه، 3) 120 کلمه. اطمینان حاصل کنید که ادعای اصلی و 3 نکته پشتیبان را حفظ کنید. جزئیات جانبی را حذف کنید. هیچ اطلاعاتی را که در متن نیست اضافه نکنید. مبالغه نکنید یا تفسیری اضافه نکنید.
برای خلاصه (داستانی، طرح ناشر):
نقش شما: دستیار خلاصه داستان در زیر خلاصه داستان رمان من است. وظیفه: یک خلاصه 1 صفحه ای برای ناشر بنویسید. شامل: شخصیت اصلی و میل او، درگیری مرکزی، نقاط عطف، اوج و پایان. زمان حال، از سوم مفرد استفاده کنید. بگذارید رویداد و علت و معلول به منصه ظهور برسد، نه احساس. رویدادی که در متن نیست جعلی است. فقط طرح واقعی را منتقل کنید.
Blurb و logline: ظرافت بازاریابی
Blurb هنری ترین نوع تبلیغ است زیرا باید چیزهای کمی بگوید و کنجکاوی زیادی ایجاد کند. یک تار خوب تنظیمات را معرفی می کند، تنش را ایجاد می کند، سپس درست زمانی که او می خواهد راه حل را توضیح دهد متوقف می شود. هوش مصنوعی در ایجاد تغییرات تار چندگانه خوب است. شما جذاب ترین را انتخاب می کنید و آن را با واقعیت متن تنظیم می کنید.
نقش شما: نویسنده کپی بازاریابی کتاب. ژانر: [ژانر]. لحن: [تن]. شخصیت اصلی: [x]. تعارض اساسی: [y]. قلاب کنجکاوی: [سوالی که خواننده را جذب می کند]. وظیفه: 3 تار متفاوت، هر کدام 120 کلمه بنویسید. قانون: هرگز پایان را آشکار نکنید. کنجکاوی را برانگیزید اما حل نکنید. وعده رویداد/ژانری که در متن نیست (تبلیغ گمراه کننده ممنوع است).
برای لاگین:
وظیفه: 3 لاگین مختلف برای داستان زیر بنویسید. ساختار: [چه کسی] جز [موانع/هزینه] [چه چیزی] می خواهد. آن را قابل توجه و واضح بیان کنید. پایان را فاش نکن؛ از کلیشه ها دوری کنید.
نکته: برای تست یک تارنما، از خود بپرسید: "آیا کسی که این متن را میخواند، میتواند آنچه را که هنگام باز کردن کتاب وعده داده شده بود، پیدا کند؟" اگر پاسخ منفی است، تار بودن گمراه کننده است - مهم نیست که چقدر جذاب باشد، باید برطرف شود. جذابیت نمی تواند مقدم بر صداقت باشد.
مهم ترین کنترل: وفاداری به واقعیت
خطرناک ترین تمایل هوش مصنوعی در همه این ژانرها اضافه کردن آنچه در متن نیست برای جذابیت است. وقتی یک رمان را خلاصه میکنید، هوش مصنوعی میتواند یک چرخش غیرقابلوجود از وقایع را ایجاد کند. در یک تاریکی میتواند کتاب را پرمحتواتر از آنچه هست جلوه دهد. ممکن است در لاگ لاین نوع اشتباهی را نوید دهد. نتیجه: خواننده احساس می کند فریب خورده است، نظرات بد می آید، اعتماد از بین می رود. به همین دلیل است که بررسی نهایی هر متن تبلیغاتی یک سوال است: آیا حقیقت متن را منعکس می کند؟ تبلیغ ویترین کتاب است. نشان دادن کالاهایی که در معرض نمایش نیستند گرانترین اشتباه است.
قدرت لاگ لاین: هسته همه چیز
لاگین یک جمله ای فقط یک ابزار تبلیغاتی نیست. قطب نما هم هست. اگر نمیتوانید داستانی را در یک جمله به صورت «چه کسی + چه چیزی میخواهد + چه مانعی/هزینه» تعریف کنید، اغلب به این معنی است که مرکز داستان هنوز مشخص نیست. به همین دلیل است که نویسندگان باتجربه لاگ لاین را خیلی زود در نوشتن، نه در پایان، ایجاد می کنند و در طول نوشتن به آن باز می گردند: "آیا این صحنه ای که نوشتم در خدمت تضاد اصلی در لاگ لاین است؟" هوش مصنوعی یک شمارنده خوب برای آزمایش های لاگ لاین است. اما تندترین لاگ لاین اغلب ناشی از تلاش شما برای فشرده کردن ماهیت داستان در کلمات خودتان است. پیشنهادات هوش مصنوعی را به عنوان نقطه شروع در نظر بگیرید، سپس هر کلمه را برای خود بسنجید: آیا هر کلمه به مرکز داستان اشاره می کند یا زینتی است؟
نکته: لاگین لاگین خود را برای یکی از دوستانتان بخوانید و بپرسید "آیا دوست دارید این کتاب را بخوانید؟" بپرسید اگر جمله جرقه کنجکاوی نکند، مشکل اغلب در مقدمه نیست، بلکه در این است که هسته اصلی داستان به اندازه کافی تیز نیست.
سه کیف کوچک
مورد 1 - انعطاف پذیری طول. یک محقق به همان مقاله به عنوان یک توییت، یک چکیده و یک خلاصه اجرایی نیاز داشت. او به YZ ادعای اصلی و امتیازات پشتیبانی داد و آن را در سه طول تولید کرد. هر کدام را از نظر صحت بررسی کرد و منتشر کرد. کاری که ساعت ها طول می کشد به چند دقیقه کاهش یافته است.
مورد 2 - توضیح گمراه کننده. یکی از نویسندگان از تارهای ایجاد شده توسط هوش مصنوعی همانطور که هست استفاده کرد. blurb کتاب را به عنوان یک هیجان انگیز تبلیغ می کرد، در حالی که کتاب یک درام خانوادگی آرام بود. خوانندگان نظرات منفی گذاشتند و گفتند "این کتاب موعود نیست". نظرات زمانی بهبود یافتند که نویسنده متن را مطابق با واقعیت بازنویسی کرد. درس: جذابیت نمی تواند بر واقعیت غلبه کند.
مورد 3 - بازگشت ساختگی. نویسنده ای خلاصه رمان خود را نوشته است. هوش مصنوعی یک "پیچش خیانت" را اضافه کرد که هرگز در کتاب وجود نداشت زیرا او می خواست خلاصه داستان را جالب تر کند. نویسنده این را گرفت و حذف کرد. این چیز خوبی است که او بررسی کرد. یک طرح نادرست به ناشر ارائه می شود.
اعلان ضعیف / اعلان قوی
اعلان ضعیف:
یک متن پشت جلد زیبا برای کتابم بنویس.
نتیجه: متنی مبهم، واقعی و شاید گمراه کننده.
اعلان قدرتمند:
نقش شما: نویسنده بازاریابی کتاب. ژانر: درام خانوادگی (نه اکشن). شخصیت اصلی: یک نجار 50 ساله. درگیری اصلی: رویارویی با دخترش که پس از سال ها بازگشت. لحن: گرم، مالیخولیایی. قلاب کنجکاوی: چرا آنها سالها صحبت نکردند؟ وظیفه: 3 تاپیک (هر کدام 120 کلمه). باز کردن پایان؛ رویداد/ژانری را که در متن نیست اضافه نکنید. زیر هر یک یادداشت بنویسید «برای کدام خواننده جذاب است».
تفاوت: ژانر، لحن، رویداد واقعی و ممنوعیت «ساخت» واضح است. هم جذاب و هم صادقانه معلوم شد.
اشتباهات رایج
- اختلاط ژانرها قرار دادن یک پایان در Blurb یا حذف یک پایان از خلاصه، هدف را شکست می دهد.
- افزودن مطالبی که در متن نیست به خاطر درخواست تجدیدنظر. تبلیغات گمراه کننده اعتماد و بررسی ها را از بین می برد.
- نگفتن ادعای اصلی به هوش مصنوعی. هوش مصنوعی نمی تواند مرکز را پیدا کند، جزئیات جانبی را برجسته می کند.
- راضی بودن به یک نسخه این بسیار قدرتمندتر است که چندین تنوع را بخواهید و بهترین را انتخاب کنید.
- دور زدن بررسی وفاداری حقیقت ویترین باید کالاهای داخل را به درستی نمایش دهد.
به طور خلاصه
خلاصه، خلاصه، مبحث و لاگ لاین؛ آنها آثار هنری جداگانه ای هستند که هر کدام برای اهداف، طول ها و خوانندگان متفاوتی نوشته شده اند. هوش مصنوعی کمکی قدرتمند در ایجاد فشرده سازی و تنوع است: طول های مختلف را در چند دقیقه امتحان می کند. اما وظیفه نویسنده این است که ژانرها را با هم ترکیب نکند، بین اسپویلرها تعادل ایجاد نکند و مهمتر از همه، اطمینان حاصل کند که مقدمه واقعیت متن را منعکس می کند. جذابیت هرگز نمی تواند بر صداقت غلبه کند. هوش مصنوعی متن را فشرده می کند. شما تصمیم می گیرید که چه چیزی برجسته است و وفاداری به حقیقت.
وظیفه کاربردی
یک متن (مقاله یا داستان) را انتخاب کنید. ابتدا ادعای/خلاصه اصلی داستان را خودتان در یک جمله بنویسید. از هوش مصنوعی سه خلاصه طولانی و سه تغییر واضح با الگوهای این واحد بخواهید. هر خروجی را با این سوال بررسی کنید "آیا چیزی اضافه شده است که در متن نیست؟" و "آیا واقعیت را منعکس می کند؟" با سوالات بررسی کنید یکی از تارها را انتخاب کنید و با توجه به صحت متن دوباره کار کنید.
چک لیست
- [ ] آیا به وضوح نوع مورد نظر خود را مشخص کرده ام (خلاصه/خلاصه/بلورب/logline) و اینکه آیا پایان را باز می کند؟
- [ ] آیا من ادعا/خلاصه اصلی را خودم به هوش مصنوعی داده ام؟
- [ ] آیا بررسی کرده ام که آیا رویداد/وعده ای در خروجی اضافه شده است که در متن نیست؟
- [ ] آیا مطمئن شدم که پایان فیلم Blurb را فاش نکرده ام؟
- [ ] آیا تأیید کرده ام که توضیحات منعکس کننده حقیقت متن است؟
- [ ] آیا من چندین تنوع درخواست کردم و بهترین را انتخاب کردم؟