سود:
- امکان تعیین مقدمات، ژانر و دیدگاه راوی از یک متن داستانی و استفاده از هوش مصنوعی برای تولید پیش نویس صحنه و جایگزین
- امکان درخواست از هوش مصنوعی برای گزینه هایی برای دیالوگ، توضیحات و سرعت و بازنویسی اصلی ترین آنها با صدای خود
- توانایی تشخیص تمایل هوش مصنوعی به کلیشه ها و عبارات رایج و ایجاد رفلکس برای حفظ اصالت
داستان، نوشتن دنیایی است که در واقع وجود نداشته، اما به خواننده احساس واقعی بودن می دهد: داستان، رمان، فیلمنامه، رمان. تفاوت آن با غیر داستانی این است که به دنبال معقول بودن است، نه شواهد، و احساسات، نه واقعیت. هوش مصنوعی (AI) شریک جالبی در داستان است: میتواند گزینهها، جایگزینها و تغییرات بیپایانی ایجاد کند، اما نمیتواند به طور خود به خود یک فرض اصلی، احساسات واقعی و صدایی قابل تشخیص ایجاد کند. در این بخش، نحوه استفاده از هوش مصنوعی را به عنوان یک «شریک طوفان فکری» و «طرحنویس صحنه» در تهیه پیشنویس پوشش میدهیم، در حالی که به بزرگترین دام آن: کلیشه، هوشیار میمانیم.
مرحله 1: مقدمه و ژانر
پیش فرض ایده اصلی یک طرح است. اغلب با یک سوال "چه می شد اگر" شروع می شود. "اگر یک کارگر پستی که سه روز اخطار مرگ داشت، مجبور شد نامه ای را با تاریخ مرگ خود تحویل دهد؟" این یک مقدمه است: شامل یک تنش، یک تناقض و یک سؤال است. فرض باید از شما باشد. زیرا این قلب داستان است. شما میتوانید از هوش مصنوعی برای واضحتر کردن فرضیهها و دیدن گزینههای جایگزین استفاده کنید، اما ایده اصلی از مشاهدات، وسواس و سؤال شما ناشی میشود.
ژانر قراردادی است که شما با خواننده می بندید: خواننده معمایی انتظار یک رمز و راز و راه حل دارد، خواننده عاشقانه انتظار یک قوس صمیمیت دارد. گفتن ژانر به هوش مصنوعی تضمین می کند که پیش نویس تولید شده با انتظارات خواننده مطابقت دارد. اما مراقب باشید: از آنجایی که هوش مصنوعی الگوهای ژانر را به خوبی می شناسد، به راحتی "انتظار" ژانر را به "کلیشه" تبدیل می کند. این تنش در قلب استفاده از هوش مصنوعی در داستان است.
نکته: وقتی فرض خود را به هوش مصنوعی میدهید، بگویید: «مرا غافلگیر کن، سه جنبه واضح را انتخاب کن». اولین پیشنهادهای هوش مصنوعی همیشه محتمل ترین، یعنی کلیشه ای ترین جهت ها هستند. اصالت زمانی شروع می شود که آنها را حذف کنید و ایده چهارم یا پنجم را مجبور کنید.
مرحله 2: راوی و دیدگاه
نقطه نظر (POV) این است که داستان از چشم چه کسی روایت می شود. اول مفرد («دیدم»)، سوم مفرد محدود («او دید، ما فقط می دانیم آنچه او می داند») و سوم جمع/الهی (راوی دانای کل) جلوه های متفاوتی ایجاد می کنند. نقطه نظر نیز نیمی از صدا است: در اول شخص، شخصیت راوی به طور مستقیم در زبان منعکس می شود. قبل از اینکه هوش مصنوعی یک پیش نویس بنویسد، در مورد دیدگاه و اینکه راوی کیست شفاف باشید. در غیر این صورت هوش مصنوعی با صدایی خنثی، جدا و «هیچکس» مینویسد.
جدول زیر دیدگاه ها و درجه ای که باید به هوش مصنوعی داده شود را خلاصه می کند:
دیدگاه
آنچه فراهم می کند
به هوش مصنوعی گفته خواهد شد
اول مفرد (I)
صمیمیت، ذهنیت
«شخصیت راوی در زبان منعکس شود»
سوم مفرد محدود
تمرکز + مقداری فاصله
"فقط آنچه X می داند را نشان دهید"
سوم الهی
دید وسیع
"اما در یک صحنه به یک فوکوس بمانید."
دوم مفرد (شما)
تجربی، فراگیر
"لحن تجربی، با احتیاط استفاده کنید"
مرحله 3: طرح صحنه و جایگزین
در داستانهای تخیلی، هوش مصنوعی در سطح صحنه بهترین عملکرد را دارد. شما تعیین می کنید که یک صحنه چیست (چه کسی، کجا، چه چیزی می خواهد، چه چیزی مسدود می شود). هوش مصنوعی چندین اسکریپت مختلف، گزینه دیالوگ یا تغییرات توصیفی از آن صحنه را تولید می کند. سپس واضح ترین را انتخاب می کنید، آن را ترکیب می کنید و با صدای خود بازنویسی می کنید.
یک الگوی طرح کلی صحنه:
نقش شما: دستیار پیش نویس صحنه برای نویسنده داستان. ژانر: [ژانر]. دیدگاه: [POV]. راوی: [که]. صحنه: [شخصیت] [هدف] را در [موقعیت] می خواهد، اما [موانع] وجود دارد. لحن عاطفی: [تنش / اندوه / کنجکاوی]. طول: ~ 300 کلمه. وظیفه: 2 پیش نویس مختلف از این صحنه بنویسید. پرهیز از کلیشه؛ واضح ترین راه حل ELE است. در توضیحات به یک جزئیات قابل توجه تکیه کنید، روی صفت های کلی انباشته نکنید.
یک الگوی جداگانه برای دیالوگ کار شما را آسان تر می کند:
زمینه: صحنه ای بین [شخصیت الف] و [شخصیت ب]. الف می خواهد: [هدف]. ب نمی خواهد: [چرا]. زیرمتن: چیزی که گفته نمی شود [x]. وظیفه: یک پیش نویس دیالوگ با 8 تا 10 سطر بنویسید. اجازه دهید شخصیت ها متفاوت صحبت کنند (انتخاب کلمه، ریتم باید متفاوت باشد). احساسات را مستقیماً بیان نکنید. با رفتار و زیرمتن نشان می دهد.
برای توضیحات:
مکان صحنه: [محل اجرا]. حال و هوای شخصیت: [وضعیت]. وظیفه: محیط را در 4 جمله توصیف کنید، آن را با حال و هوای شخصیت رنگ آمیزی کنید. جزئیات غیرمنتظره اما دقیق را پیدا کنید.
و برای تجدید نظر:
در زیر صحنه ای است که خودم نوشتم. آن را بازنویسی نکنید. وظیفه: فقط (1) جملاتی که سرعت را تضعیف میکنند، (2) عبارات کلیشهای، (3) دیالوگهایی با زیرمتن ضعیف علامتگذاری کنید و برای هر کدام پیشنهادهای مختصری بدهید. تصمیم گیری را به من بسپارید.
این الگوی آخر بسیار مهم است: هوش مصنوعی را به ویرایشگری تبدیل می کند که نمایش می دهد، نه چاپ. صدا با شما می ماند.
کلیشه ای: دردسرساز هوش مصنوعی در داستان
از آنجایی که هوش مصنوعی از نظر آماری محتمل ترین کلمه را انتخاب می کند، به سمت رایج ترین، یعنی کلیشه ای ترین عبارت جذب می شود: «قلب احساس می کند در شرف ترکیدن از سینه شماست»، «ترس یخی»، «غریبه مرموز» است. این عبارات برای هوش مصنوعی "درست" هستند زیرا قبلا هزاران بار نوشته شده اند. اما به نظر خواننده مرده است. اصالت در داستان دقیقاً رد این گزینه آشکار و یافتن جزئیات خاص، غیرمنتظره اما دقیقی است که به آن توجه داشتید. از هوش مصنوعی نه بهعنوان تولیدکننده کلیشه، بلکه بهعنوان یک شریک مبارزه برای از بین بردن کلیشهها استفاده کنید: «اینجا کلیشهها هستند، من از هیچکدام از آنها استفاده نمیکنم، من به دنبال احساسات واقعی در زیر آن خواهم بود».
احتیاط: وقتی صحنهای که با هوش مصنوعی بهاندازه کافی خوب به نظر میرسد، متوقف نشوید. در داستان، "به اندازه کافی خوب" اغلب به معنای "به اندازه کافی عمومی" است. خواننده برای جمله ای که قبلا نخوانده ورق می زند. نه برای یک جمله که هزار بار خوانده باشد.
سه کیف کوچک
مورد 1 - رفع انسداد. یک داستان نویس به مدت 3 روز نمی توانست بفهمد چگونه یک صحنه را شروع کند. او هدف صحنه را به هوش مصنوعی داد و 5 خط آغازین مختلف را درخواست کرد. او از هیچ یک از این پنج مورد استفاده نکرد، اما سومی به او اجازه داد که باز شده خود را پیدا کند. سود: انسداد 3 روزه در 15 دقیقه برطرف می شود. جمله دوباره متعلق به نویسنده بود.
مورد 2 - سیل کلیشه ها. یک رمان نویس از هوش مصنوعی خواسته بود که صحنه ای ترسناک بنویسد. خروجی پر بود از کلیشه هایی مثل «خزنده»، «خون ریزش»، «سکوت مرگبار» و غیره. نویسنده آنها را یکی یکی علامتگذاری کرده و با مشاهدهی خود، احساسات واقعی زیربنای هر یک را بازنویسی میکند (مثلاً «صدایی جز چکیدن شیر آب نبود»). صحنه از یک طرح معمولی به یک متن اصلی تبدیل شد.
مورد 3 - همگنی صدا. نویسنده ای از هوش مصنوعی خواسته بود که دیالوگ های دو شخصیت متفاوت را بنویسد. هر دو به یک زبان صحبت می کردند. نویسنده برای هر شخصیت یک «امضای گفتار» تعریف کرد (یکی با جملات کوتاه و عامیانه، دیگری با جملات طولانی و مؤدبانه) و آنها را به هوش مصنوعی داد و دوباره پرسید. شخصیت ها از هم جدا شدند، گفتگو زنده شد.
اعلان ضعیف / اعلان قوی
اعلان ضعیف:
یک صحنه ترسناک بنویسید.
نتیجه: انبوهی از کلیشه ها، صدای رها شده، شخصیت های تعریف نشده.
اعلان قدرتمند:
نقش شما: دستیار پیش نویس صحنه برای نویسنده داستان. ژانر: هیجان انگیز روانی. دیدگاه: اول شخص، راوی کتابدار محتاط و بدبین است. صحنه: یک نفر با او در کتابخانه است که در شب بسته است، اما او نمی بیند. هدف: رسیدن به در. مانع: چراغ ها خاموش است و صدایی در حال تماشا است. وظیفه: طرح کلی 250 کلمه ای. کلیشههایی مانند «خونریز/ترسناک» را حذف کنید. ترس را با یک جزئیات مشخص و غیرمنتظره ایجاد کنید. اجازه دهید طعنه راوی حتی زمانی که او در تنش است به بیرون درز کند.
تفاوت: ژانر، صدا، منطق صحنه و ممنوعیت کلیشه واضح است. خروجی شما را به یک پیش نویس کاری تبدیل می کند.
اشتباهات رایج
- داشتن هوش مصنوعی مقدمات را می سازد. اگر ایده اصلی از شما نباشد، داستان برای شما غریبه و عادی خواهد بود.
- نگفتن دیدگاه و راوی. هوش مصنوعی با صدایی خنثی و ناشناس می نویسد.
- موافقت با اولین (کلیشه ای ترین) پیشنهاد هوش مصنوعی. اصالت با رد گزینه بدیهی شروع می شود.
- باعث می شود شخصیت ها به یک زبان صحبت کنند. اگر برای هر شخصیت یک امضای گفتاری تعریف نکنید، دیالوگ مرده خواهد بود.
- ترک صحنه بازنویسی نشده با صدای خودت. نقشه از خاک رس است، مجسمه از شما می آید.
به طور خلاصه
در ویرایش، هوش مصنوعی یک شریک طوفان فکری و طراح صحنه است. اما پیشفرض، قرارداد ژانر، دیدگاه، صدای راوی و مقاومت در برابر کلیشهها از شما سرچشمه میگیرد. قدرتمندترین کاربرد این است که گزینه های متعددی را از هوش مصنوعی بگیرید، واضح ترین ها را حذف کنید، صداهای فردی را برای شخصیت ها تعریف کنید و هر صحنه را با صدای خودتان بازنویسی کنید. هوش مصنوعی گزینه هایی را تولید می کند. شما داستان را بنویسید
وظیفه کاربردی
فرض خود را در یک جمله "چه می شد اگر" بنویسید. نقطه نظر و راوی را مشخص کنید. با الگوی صحنه در این واحد، از هوش مصنوعی دو پیش نویس از یک صحنه بخواهید و قانون "حذف واضح ترین راه حل" را اعمال کنید. تمام کلیشههای موجود در پرینت را برجسته کنید و هر کدام را با یک جزئیات مشخص از مشاهدات خود جایگزین کنید. صحنه پایانی را با صدای خود بازنویسی کنید و آن را با پیش نویس اول مقایسه کنید.
چک لیست
- [ ] آیا من پیش فرض را خودم ساختم (نه هوش مصنوعی)؟
- [ ] آیا من دیدگاه و هویت راوی را برای هوش مصنوعی روشن کرده ام؟
- [ ] آیا اولین / محتمل ترین پیشنهاد هوش مصنوعی را حذف کردم و به دنبال گزینه منحصر به فرد بودم؟
- [ ] آیا کلیشه ها را علامت گذاری کرده ام و آنها را با جزئیات ملموس جایگزین کرده ام؟
- [ ] آیا برای هر کاراکتر یک امضای گفتاری جداگانه تعریف کرده ام؟
- [ ] آیا من صحنه را با صدای خودم بازنویسی کردم؟