واحد 3 / 11

استوری برد و آماده سازی بصری: Previz، مرجع و طراحی تیراندازی

سود:

  • توانایی درک مفاهیم استوری بورد، پیش بینی و مودبرد و تهیه پیش نویس صحنه و فریم با مولدهای بصری هوش مصنوعی
  • توانایی توصیف زاویه دوربین، مقیاس پلان و قصد نور با عبارات دقیق به هوش مصنوعی و تولید مرجع بصری
  • توانایی تشخیص اینکه تصاویر تولید شده یک ابزار برنامه ریزی هستند و تابع محدودیت های فیزیکی و بودجه ای و قوانین کپی رایت عکسبرداری واقعی هستند.

فیلمنامه «چیستی» ویدیو را توصیف می‌کند. استوری بورد "چگونه به نظر می رسد" را نشان می دهد. رفتن به یک روز تیراندازی با کلمات مانند ساختن یک ساختمان بدون سنگ است: هر کسی رویای چیز متفاوتی را در سر می پروراند. استوری برد و آماده سازی بصری تصویر ذهن تیم را در یک تصویر واحد گرد هم می آورد. تولیدکننده‌های تصویر هوش مصنوعی به شدت این مرحله را تسریع کرده‌اند: اکنون می‌توانید طرح‌های کادربندی را در عرض چند دقیقه تولید، آزمایش و اصلاح کنید، جایی که روزها برای یک تصویرگر کار می‌کرد. در این بخش، نحوه استفاده از هوش مصنوعی را به عنوان یک ابزار پیش تجسم و همچنین اینکه چرا تصویر تولید شده یک "طرح" است و نه یک "کار تمام شده" خواهیم دید.

ابتدا شرایط استوری بورد یک طرح کلی با فریم کلیدی/تجسمی از ویدئو است. هر جعبه نشان دهنده یک طرح است. Previz تجسم خشن یک صحنه قبل از عکسبرداری است. Moodboard یک تابلوی مرجع است که فضای بصری (رنگ، ​​نور، بافت، سبک) پروژه را جمع آوری می کند. مقیاس فریم / شات به میزان نزدیکی است که دوربین به سوژه نشان می‌دهد: لانگ شات (مکان را نشان می‌دهد)، لانگ شات، شات متوسط، نمای نزدیک (چهره)، عکس از جزئیات (چشم، دست). زاویه دوربین جهت دید است: سطح چشم، از پایین (قورباغه)، از بالا (نمای چشم پرنده). استفاده از این اصطلاحات برای هوش مصنوعی، کلید دستیابی به تصاویر مفید است.

صحبت کردن "به زبان دوربین" با مولد بصری

یک مولد تصویر هوش مصنوعی (ابزاری که تصاویر را از متن تولید می کند) به اندازه جزئیات توضیحاتی است که به آن می دهید. یک کاربر معمولی می نویسد "زنی در حال نوشیدن قهوه است"؛ یک حرفه ای ویدیو صحنه را به زبان دوربین توصیف می کند. تفاوت بین یک شات آماتور و یک فیلم سینمایی است. یک دستور بصری خوب شامل لایه‌های زیر است: سوژه (چه کسی/چه)، اکشن (او چه می‌کند)، کادربندی و زاویه (نمای نزدیک، از پایین)، نور (نور پنجره ملایم، ساعت طلایی)، جو/رنگ (تن‌های گرم، مه‌آلود)، سبک (عکاسی، سینمایی، طراحی)، نسبت تصویر (16:9 افقی، 9:16).

قاب استوری بورد تولید کنید. موضوع: باریستای 30 ساله، پشت پیشخوان چوبی. اقدام: در حالی که فنجان را به مشتری می دهد، کمی لبخند می زند. کادربندی: نمای نزدیک متوسط، سطح چشم. نور: نور ملایم پنجره صبحگاهی از کنار، رنگ های گرم. جو: نوستالژیک، صمیمی، با اندک دانه های فیلم سینمایی، سبک تصویربرداری از زمینه کم رنگ تار). نسبت تصویر: 9:16 عمودی.

این دستور العمل همچنین به شما اجازه می دهد تا با تولید متوالی فریم های مختلف از همان صحنه (کلی، میانی، نزدیک) جریان بصری یک صحنه را ایجاد کنید. بدین ترتیب استوری بورد به یک پلان سینمایی جعبه به جعبه تبدیل می شود.

Moodboard و سازگاری بصری

سخت ترین قسمت یک پروژه این است که همه صحنه ها به یک «دنیا» تعلق دارند. هوش مصنوعی برای ایجاد یک تابلوی روحی عالی است: به سرعت پالت رنگ، شخصیت نور و ارجاعات بافت ایجاد می کند و زبان بصری مشترکی را برای تیم فراهم می کند. اما تولیدکنندگان تصویر هوش مصنوعی یک چالش شناخته شده دارند: ثبات. بازتولید یک شخصیت دقیقاً در دو فریم جداگانه دشوار است. چهره، لباس و مکان ممکن است از صحنه ای به صحنه دیگر تغییر کند. بنابراین از تصاویر تولید شده به عنوان «اشاره به فضا و قصد» استفاده کنید تا به عنوان «مرجع بصری دقیق». مردم ثبات واقعی را در عکسبرداری و ویرایش ارائه می دهند.

جدول زیر به طور خلاصه نشان می دهد که چرا هوش مصنوعی در مرحله استوری بورد مناسب و خطرناک است:

هدف

آیا هوش مصنوعی مناسب است؟

چرا

آزمایش کادربندی/ترکیب

بله

سریع، ارزان، انواع مختلف

اکتشاف نور و جو

بله

لحن و رنگ نشان دهنده قصد است

توضیح نیت برای تیم

بله

ارتباط "من چنین احساسی را می خواهم".

سازگاری شخصیت

محدود شده است

بازتولید همان چهره دشوار است

تصویر تمام شده / فریم نهایی

نه

مسائل مربوط به کپی رایت و اصالت

اثبات فیزیکی کشش پذیری

نه

تصویر بودجه/محل برگزاری را تضمین نمی کند

تصویر تولید شده یک "طرح" است نه "کار"

فقط به این دلیل که یک عکس استوری بورد عالی به نظر می رسد به این معنی نیست که واقعاً می توانید آن را بگیرید. هوش مصنوعی می‌تواند صحنه‌ای را در یک ساحل در نور ساعت طلایی، از منظر پهپاد، با 200 وسیله اضافی تولید کند - اما ممکن است بودجه، مجوز و تجهیزات شما اجازه ندهند. کار استوری بورد این نیست که خیال پردازی کند، بلکه این است که یک نقشه قابل کشیدن را به دیگران منتقل کند. به همین دلیل است که من همیشه جلوه‌های بصری تولید شده را با این سوال در نظر می‌گیرم که چگونه می‌توانم این را با لوکیشن، بازیگران و تجهیزاتی که دارم نزدیک کنم؟ با سوال فیلتر کنید بصری تصویر قصد است. جاذبه خود واقعیت است.

دومین نکته مهم کپی رایت و سبک است. مولدهای تصویر هوش مصنوعی را می توان بر روی تعداد زیادی از تصاویر دارای حق چاپ آموزش دید و از سبک های امضای هنرمند یا برند تقلید کرد. استفاده از استوری بورد برای برنامه ریزی داخلی معمولاً مشکلی ندارد. با این حال، ارائه تصویر تولید شده به مشتری به عنوان "طراحی نهایی"، شباهت بیش از حد به سبک دارای حق چاپ، یا تولید تصویر یک برند/شخص قابل تشخیص، خطرات قانونی ایجاد می کند. استوری بورد را به عنوان یک ابزار برنامه ریزی داخلی قرار دهید. تصاویر نهایی باید از منابع عاری از حق چاپ تهیه شده باشند.

سه کیف کوچک

مورد 1 - ارتباط سریع. یک مدیر تبلیغات سه جهت بصری مختلف را به مشتری ارائه می دهد. تولید 5 فریم داستانی با هوش مصنوعی برای هر جهت. رنگ و نور نیت او را به وضوح نشان می داد. مشتری به سرعت در جلسه تصمیم گرفت و گفت: "جهت دوم دقیقاً برند ما است". ارائه جهت که قبلاً 3 روز طول می کشید به نصف روز کاهش یافت و ارتباط روشن شد. بصری ها به زبان رایجی تبدیل شدند که مکالمه را تسریع کردند.

مورد 2 - استوری برد غیرقابل فیلمبرداری. یک تیم یک استوری‌بورد خیره‌کننده با هوش مصنوعی ساختند که در هنگام غروب خورشید در کنار صخره قرار گرفت و مشتری آن را تایید کرد. در روز فیلمبرداری، مجوز آن لوکیشن داده نشد، بودجه اجازه پهپاد را نمی داد و نتیجه اصلاً شبیه استوری بورد نبود. مشتری ناامید شد. درس: تأیید استوری‌بورد بدون همسویی با بودجه و اجازه دادن به واقعیت‌ها، قولی است که نمی‌توان به آن عمل کرد.

مورد 3 - خطر تقلید سبک. یک طراح نام یک تصویرگر معروف را در اعلان هوش مصنوعی نوشت، یک استوری بورد «به سبک خودش» تولید کرد و از آن در یک نمایش تجاری استفاده کرد. تصاویری که بیش از حد شبیه به سبک هنرمند بود، توجه تیم حقوقی مشتری را به خود جلب کرد و کار متوقف شد. راه درست این بود که سبک را با عبارات بصری خنثی (رنگ، ​​نور، بافت) توصیف کنیم نه با نام هنرمند.

اعلان ضعیف / اعلان قوی

اعلان ضعیف:

یک صحنه کافی شاپ را بکشید.

هیچ قاب، نور، زاویه، سبک یا تناسب وجود ندارد. خروجی تصادفی و غیرقابل استفاده می شود.

اعلان قدرتمند:

قاب استوری برد، منظره 16:9. عکس عمومی: کافی شاپ محله کوچک، صبح، نگاه کردن به ویترین شیشه ای. دوربین: کمی از پایین، نزدیک به سطح چشم. نورپردازی: تضاد نور بیرونی سرد صبح با لامپ های زرد گرم داخل. سبک: سینمایی، عکاسی واقع گرایانه، متوسط. توجه: هیچ هنرمند یا نام تجاری خاصی وجود ندارد. با شرایط بصری خنثی تولید کنید.

اشتباهات رایج

  • عدم استفاده از زبان دوربین اگر کادربندی، زاویه، نور و تناسب داده نشود، بصری آماتور و تصادفی خواهد بود.
  • اشتباه گرفتن تصویر تولید شده به عنوان اثر نهایی. استوری بورد یک طرح است. فینال تصویری نیست.
  • عدم بررسی کشش پذیری استوری بردی که با واقعیت بودجه/موقعیت/مجوز همخوانی ندارد ناامیدکننده است.
  • تقلید سبک با نام هنرمند/برند. خطر کپی رایت ایجاد می کند. سبک را با عبارات خنثی توصیف کنید.
  • انتظار سازگاری کاراکتر از هوش مصنوعی. بازتولید همان چهره غیرقابل اعتماد است. ثبات تیراندازی را فراهم می کند.
نکته: یک صحنه را در سه فریم بازتولید کنید (واید-متوسط-بسته). این سه گانه هم جریان استوری بورد را برقرار می کند و هم تصمیم گیری در مقیاس شات شما را در روز عکسبرداری سرعت می بخشد.
توجه: هنگام ارائه استوری بورد به مشتری، این نکته را اضافه کنید که "اینها پیش نویس های قصد/جو هستند، نه تصویری نهایی." به این ترتیب انتظارات را از ابتدا مدیریت می کنید.

به طور خلاصه

Storyboard و previz پلی هستند که تصویر در سر را به زبان مشترک تیم ترجمه می کند. مولدهای تصویر هوش مصنوعی این پل را در چند دقیقه می سازند: آزمایش فریم ها، کاوش در نور، رندر اتمسفر. نکته کلیدی این است که به زبان دوربین (قاب بندی، زاویه، نور، سبک، تناسب) با هوش مصنوعی صحبت کنید. اما تصویر تولید شده یک طرح اولیه است، نه یک کار تمام شده: سازگاری ضعیفی دارد، قابلیت طراحی را تضمین نمی کند و می تواند سبک های دارای حق چاپ را تقلید کند. از استوری بورد به عنوان یک ابزار برنامه ریزی داخلی و ارتباطی استفاده کنید. از صداقت در تیراندازی، سازگاری با مردم و پاکیزگی حق چاپ در انتخاب منبع اطمینان حاصل کنید.

وظیفه کاربردی

صحنه ای را از فیلمنامه خود انتخاب کنید. این صحنه توسط هوش مصنوعی در سه فریم (عمومی، متوسط، نزدیک) تولید شود. کادربندی، زاویه، نور، سبک و نسبت ابعاد را در هر فرمان به وضوح بیان کنید و از نام هنرمند/برند استفاده نکنید. سپس هر پلان را با این سوال شروع کردم که "چگونه با لوکیشن/بازیگر/تجهیزاتی که دارم این فیلم را بگیرم؟" آن را با سوال ارزیابی کنید و آن را به یک یادداشت قابل ترسیم تبدیل کنید. هر سه قاب و یادداشت‌های ترسیمی را در یک صفحه جمع‌آوری کنید.

چک لیست

  • [ ] آیا کادربندی، زاویه، نور، سبک و نسبت ابعاد را در اعلان های بصری مشخص کرده ام؟
  • [ ] آیا از تقلید سبک از هنرمند/نام برند اجتناب کرده ام؟
  • [ ] آیا تصویر تولید شده را به عنوان "طرح" یا "کار نهایی" قرار دادم؟
  • [ ] آیا من هر عکس را برای قابلیت عکسبرداری در مقابل واقعیت بودجه/موقعیت/مجوز فیلتر کرده ام؟
  • [ ] آیا یادداشت انتظار "اینها پیش نویس قصد هستند" را به مشتری/تیم منتقل کرده ام؟