واحد 9 / 11

اصالت و اجتناب از متن بیش از حد مصنوعی: لمس و ویرایش انسان

سود:

  • توانایی تشخیص نشانه های متن فوق مصنوعی (عمومی) (عبارات کلیشه ای، جملات خالی، ریتم یکنواخت) و استفاده از تکنیک های ویرایشی که خروجی هوش مصنوعی را انسانی می کند.
  • امکان تبدیل پیش نویس هوش مصنوعی به محتوای متمایز با افزودن یک چشم انداز اصلی، مثال واقعی، تجربه شخصی و جزئیات خاص برند
  • توانایی درک اینکه اصالت و قضاوت ویرایشی فقط متعلق به انسان است و هوش مصنوعی نمی تواند متن نهایی را بنویسد، چه رسد به پیش نویس.

بزرگترین خطر محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی نادرست بودن آن نیست – اغلب از نظر گرامری کامل است. خطر واقعی این است که همه آنها شبیه هم هستند. از آنجایی که هوش مصنوعی از میانگین میلیون‌ها متن یاد می‌گیرد، «متوسط» می‌نویسد: از نظر فنی درست اما بی‌روح، روان اما توخالی، مرتب اما فراموش‌شدنی. خوانندگان، و به طور فزاینده ای موتورهای جستجو، شروع به شناسایی این متن «فوق مصنوعی» (عمومی، با رایحه هوش مصنوعی) کردند. هیچ چیز بدتر برای یک برند وجود ندارد: هر محتوای متوسطی که منتشر می کنید باعث می شود نام تجاری شما از رقبای خود متمایز نشود. هدف این واحد این است که نقشه هوش مصنوعی شما را به تصویر بکشد و آن را به محتوایی تبدیل کند که واقعاً متعلق به شما باشد، واقعاً برند شما، واقعاً ارزش خواندن داشته باشد. این مهم ترین مهارتی است که یک تولید کننده محتوا را در عصر هوش مصنوعی ارزشمند می کند.

بیایید اصل اساسی را از ابتدا بیان کنیم: اصالت و قضاوت ویراستاری فقط در انسان یافت می شود. هوش مصنوعی پیش نویس را می نویسد، اما شما متن نهایی را می نویسید. افزودن ارزش متمایز؛ مثال واقعی چشم انداز منحصر به فرد، تجربه شخصی، و جزئیات خاص برند است – اینها چیزهایی هستند که هوش مصنوعی نمی تواند تولید کند، زیرا از تجربه ناشی می شوند.

نشانه های متن بیش از حد مصنوعی

تشخیص «بوی هوش مصنوعی» اولین قدم در پاکسازی آن است. علائم معمولی:

  • گشایش های کلیشه ای خالی: «در دنیای امروزی که به سرعت در حال تغییر است...»، «با پیشرفت تکنولوژی...»، «همانطور که مشخص است...». جملاتی که هیچ اطلاعاتی نمی دهند، فقط جاهای خالی را پر کنید.
  • الگوهای انتقالی خالی: «نباید فراموش شود»، «باید تاکید کرد»، «در جمع بندی می توان گفت».
  • فقدان مثالهای عینی: همه چیز کلی است. بدون نام واقعی، اعداد، رویدادها، تاریخ ها، تجربیات.
  • ریتم یکنواخت: تمام جملات طول یکسانی دارند. متن یکنواخت جریان دارد، هیچ مکثی وجود ندارد.
  • توازن های خالی که هر دو طرف را نگه می دارند: پاراگراف هایی که «از یک طرف... از طرف دیگر...» شروع می شوند و هیچ نظری ندارند.
  • صفت ها و تزیینات بیش از حد: تعارفات محقق نشده مانند "با شکوه، منحصر به فرد، انقلابی".
  • فهرست بیماری: فهرست کردن همه چیز مورد به مورد و عدم کنکاش در هیچ مورد.

جدول زیر همین ایده را در دو مورد نشان می دهد:

فوق مصنوعی

انسانی شده

بازاریابی محتوا امروزه بسیار مهم است.

سال گذشته ما 40 پست وبلاگ را منتشر کردیم؛ 3 پستی که به 5 پست برتر راه یافتند یک چیز مشترک داشتند: هیچ یک از آنها "فهرست نکات" نبودند.

"رضایت مشتری کلید موفقیت است."

"یکی از مشتریان ما درخواست بازگشت خود را لغو کرد، فقط به این دلیل که تیم پشتیبانی ما در عرض 4 دقیقه پاسخ داد."

تولید محتوای با کیفیت ضروری است.»

«محتوای خوب محتوایی است که خواننده بگوید «تا به حال اینطور به آن فکر نکرده بودم».

تکنیک های انسان سازی

روش های مشخص برای تبدیل پیش نویس هوش مصنوعی به متن اصلی:

1. نمونه و داده واقعی را اضافه کنید. یک رویداد واقعی، یک عدد واقعی یا یک داستان مشتری را زیر یک جمله کلی قرار دهید. مثال متن را هم قانع کننده و هم خود شما می کند.

2. نظر اصلی را دریافت کنید. هوش مصنوعی از دادن نظر و تعادل اجتناب می کند. شما یک طرف می گیرید: "بیشتر مارک ها X را انجام می دهند، اما من فکر می کنم اشتباه است زیرا..." یک نظر جسورانه اما مستدل محتوا را متمایز می کند.

3. جزئیات شخصی/نام تجاری خاص را اضافه کنید. تجربه شخصی شما، داستان برند شما، مشاهده ای خاص در صنعت شما - اینها چیزهایی هستند که فقط متعلق به شما هستند و هوش مصنوعی نمی تواند آنها را بداند.

4. ریتم را بشکنید. جملات کوتاه را با جملات طولانی مخلوط کنید. گاهی اوقات تاکید بر یک کلمه. این امر نفس انسان را به متن اضافه می کند.

5. کلیشه ها را حذف کنید. هر «در دنیای امروز» و «نباید فراموش شود» را حذف کنید. مستقیما وارد جمله شوید

6. با صدای بلند بخوانید. اگر جمله ای در هنگام صحبت عجیب به نظر می رسد، در نوشتن نیز عجیب به نظر می رسد. تست گفتار صداهای مصنوعی را ضبط می کند.

درخواست انسان سازی (اما شما کار واقعی را انجام می دهید):

پیش‌نویس زیر را ویرایش کنید تا کلی‌تر شود: - عبارات کلیشه‌ای ابتدایی و انتقالی خالی را حذف کنید ("در دنیای امروز"، "باید به خاطر بسپارید" و غیره) - طول جملات را تغییر دهید - یک مکان‌نمای "[REAL EXAMPLE HERE]" در کنار هر ادعای کلی قرار دهید (من نمونه‌ها را اضافه می‌کنم) - Clean up excessivetext]raft

احتیاط: گفتن به هوش مصنوعی برای «انسانی کردن این» کاربرد محدودی دارد. چون هوش مصنوعی دوباره از میانگین خودش می نویسد. انسان سازی واقعی - نمونه معتبر، چشم انداز واقعی، جزئیات زندگی شده - سهم شماست. هوش مصنوعی می‌تواند متن را «پاک‌سازی» کند، اما نمی‌تواند «آن را مال شما» کند. شما جانشین ها را پر می کنید.

تله "آشکارسازهای هوش مصنوعی".

برخی از ابزارها ادعا می کنند که تشخیص می دهند آیا یک متن "نوشته شده توسط هوش مصنوعی" است یا خیر. این ابزارها غیرقابل اعتماد هستند: هم می توانند متن واقعی انسان را به عنوان «مصنوعی» علامت گذاری کنند و هم بالعکس. هدف شما نباید فریب یک آشکارساز باشد. هدف شما باید تولید محتوای واقعی و ارزشمند باشد. یک متن "برای افزودن ارزش به خواننده"، نه "برای عبور از آشکارساز" را ویرایش کنید. محتوای ارزش افزوده اضطراب آشکارساز را غیر ضروری می کند.

ویرایش ضعیف / ویرایش قوی

رویکرد ضعیف: پیش نویس هوش مصنوعی را انتخاب کنید، یک یا دو کلمه را تغییر دهید و آن را منتشر کنید. متن هنوز کلی است. فقط پولیش عوض شده، اصلش یکیه.

رویکرد قوی: دیدن طرح کلی به عنوان یک داربست. در هر پاراگراف کلی یک مثال واقعی، یک عدد یا یک نظر اضافه کنید. پاک کردن کلیشه ها؛ شکستن ریتم؛ ایجاد یک زاویه خاص به برند. این ویرایش شاید نیمی از متن را بازنویسی می کند - و دقیقاً به همین دلیل است که ارزشمند است.

سه کیف کوچک

مورد 1 - تبدیل با مثال. مشاوری قصد داشت یک مقاله متوسط ​​تولید شده توسط هوش مصنوعی را با موضوع "ارتباطات تیمی مهم است" منتشر کند. در عوض، تحت هر ادعای کلی، او یک حادثه واقعی از تجربه مشاوره خود را اضافه کرد. همان اسکلت به متنی کاملاً متفاوت تبدیل شد. در نظرات، خوانندگان نوشتند، "من تیم خودم را دیدم." تفاوت در نمونه هایی بود که انسان اضافه کرد، نه هوش مصنوعی.

مورد 2 - شجاعت بینایی. دو برند در مورد یک موضوع با هوش مصنوعی نوشتند. شخصی متنی متعادل و بدون نظر منتشر کرد و مورد توجه قرار نگرفت. دیگری دیدگاه مخالف آشکاری داشت ("این تاکتیکی که همه پیشنهاد می کنند در واقع مضر است، زیرا...") و بحثی را آغاز کرد که به طور گسترده ای به اشتراک گذاشته شد. تعادل هوش مصنوعی؛ مردم طرف می گیرند و طرف گرفتن توجه را به خود جلب می کند.

مورد 3 - لهستانی کافی نیست. یک تیم فقط پیش نویس های هوش مصنوعی را برای سرعت بخشیدن به تولید ویرایش و منتشر کرد. پس از چند ماه، ترافیک وبلاگ کاهش یافت. محتویات آن از محتویات رقبا قابل تشخیص نبود. استراتژی تغییر کرده است: محتوای کمتر اما واقعاً اصلی و پر از نمونه. مقدار کاهش یافته است، تاثیر افزایش می یابد.

اشتباهات رایج

  • رها کردن باز کردن کلیشه و انتقال های خالی. عباراتی مانند "در دنیای امروز" بلافاصله متن را عمومی می کند.
  • عدم افزودن نمونه های عینی ادعاهای عمومی قانع کننده نیستند و احساس نمی کنند که متعلق به برند هستند.
  • از اظهار نظر خودداری کنند. متن متعادل اما بی طرف فراموش شده است. یک نظر مستدل را متمایز می کند.
  • فقط گفتن هوش مصنوعی "انسان سازی" کافی است. انسان سازی واقعی مستلزم مشارکت انسانی است.
  • تمرکز بر فریب دادن آشکارساز هوش مصنوعی. هدف شکست دادن آشکارساز نیست، بلکه افزودن ارزش به خواننده است.
نکته: قبل از انتشار هر پیش‌نویس هوش مصنوعی، این تست را اعمال کنید: «آیا حداقل یک چیز در این متن وجود دارد که فقط من/برندم بدانیم؟» (مثال، نظر، تجربه). در غیر این صورت، هنوز هم عمومی است. این سوال تنها خطی است که محتوای فوق مصنوعی را از محتوای متمایز جدا می کند.

به طور خلاصه

بزرگترین خطر محتوا در عصر هوش مصنوعی، عدم دقت نیست، بلکه متوسط ​​است. هوش مصنوعی میانگین را تولید می کند. متن فوق مصنوعی با گشایش های کلیشه ای، گذارهای خالی، عدم وجود مثال و ریتم یکنواخت مشخص می شود. این لمس انسانی است که این را به محتوای متمایز تبدیل می کند: مثال واقعی، بینش اصلی، تجربه شخصی، جزئیات برند و ریتم شکسته. نقشه هوش مصنوعی یک داربست است. شما متن نهایی را بنویسید. اصالت از تجربه ناشی می شود و تجربه فقط در انسان وجود دارد.

وظیفه کاربردی

یک طرح کلی در مورد هر موضوعی از هوش مصنوعی دریافت کنید. ابتدا، نشانه های بیش از حد مصنوعی موجود در آن را علامت گذاری کنید: دهانه های کلیشه ای، انتقال های خالی، ادعاهای بی مثال. سپس متن را واقعاً انسانی کنید: حداقل دو مثال/داده واقعی اضافه کنید، در جایی نکته واضحی را مشخص کنید، کلیشه ها را حذف کنید، ریتم جملات را تغییر دهید. در نهایت، "در این متن چه چیزی وجود دارد که فقط من می توانم بدانم؟" به سوال پاسخ دهید. قبل و بعد را با هم مقایسه کنید و یادداشت های خود را بنویسید.

چک لیست

  • [ ] آیا من باز کردن کلیشه و الگوهای انتقال خالی را حذف کردم؟
  • [ ] آیا حداقل یک مثال/داده/تجربه واقعی آورده ام؟
  • [ ] آیا نظر روشن و مستدلی در متن وجود دارد؟
  • [ ] آیا ریتم جمله را تغییر دادم و آن را با صدای بلند خواندم؟
  • [ ] "آیا چیزی در این متن وجود دارد که فقط من بدانم؟" آیا می توانم به سوال پاسخ مثبت بدهم؟