واحد 6 / 12

برنامه مداخله و مراقبت: تعیین هدف و نظارت

سود:

  • توانایی تبدیل اهداف مبهم تعیین شده با مشتری به فرمت SMART با هوش مصنوعی و ایجاد چارچوب برنامه با مراحل، مسئولیت ها و شاخص های واقع بینانه.
  • توانایی نظارت بر کاربردی بودن مراحل در شرایط واقعی با حفظ این که اهداف اولویت های خود مشتری هستند (خود تعیین کننده)
  • توانایی پایه گذاری برنامه بر اساس نقاط قوت و ایجاد یک ساختار بازنگری که بر پیشرفت نظارت می کند.

شما ارزیابی را انجام داده اید، نیازها و نقاط قوت را دیده اید - زمان ایجاد یک طرح مداخله (یا طرح مراقبت، طرح خدمات) فرا رسیده است. این طرح پاسخ ملموس، قابل اندازه گیری و به موقع به این سوال است که "با این مشتری کجا می خواهیم برویم و چگونه به آنجا خواهیم رسید": با چه اهدافی، با چه مراحلی، توسط چه کسی، تا چه زمانی. یک برنامه خوب بر اهداف خود مشتری متمرکز است، واقع بینانه است، بر نقاط قوت استوار است و پیشرفت را قابل پیگیری می کند. در این بخش، شما یاد خواهید گرفت که چگونه از هوش مصنوعی برای ساختاربندی طرح کلی، اهداف قابل اندازه‌گیری و سازماندهی یادداشت‌های پیشرفت استفاده کنید - در حالی که همیشه می‌دانید که مالک طرح مشتری و متخصص است.

یک اصل از ابتدا: طرح چیزی نیست که برای مشتری انجام شود، بلکه کاری است که با مشتری انجام می شود. ارزش اصلی مددکاری اجتماعی اصل "تعیین سرنوشت" است - حق مشتری برای تصمیم گیری در مورد زندگی خود. اگر یک طرح آماده تولید شده توسط هوش مصنوعی، صدا و اولویت های مشتری را نادیده بگیرد، مهم نیست که چقدر "حرفه ای" به نظر می رسد. وظیفه هوش مصنوعی ساختن طرح است. شما محتوا و اهداف طرح را با مشتری تعیین می کنید.

ویژگی های یک طرح خوب: SMART و نقاط قوت

در مددکاری اجتماعی، اهداف اغلب با اصل SMART نوشته می شوند: خاص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، واقع بینانه/مرتبط، به موقع. "مشتری احساس بهتری خواهد داشت" یک هدف نیست زیرا غیرقابل اندازه گیری و نامطمئن است. "مشتری در طی 6 هفته یک بار در هفته در یک گروه پشتیبانی شرکت می کند" یک هدف است. هوش مصنوعی در تبدیل یک هدف مبهم به یک هدف هوشمند عالی عمل می کند – اما این شما هستید که تصمیم می گیرید آیا هدف واقعاً برای مشتری معنادار و واقع بینانه است یا خیر.

در عین حال، این طرح باید بر اساس نقاط قوت باشد: باید از منابع، مهارت‌ها و شبکه پشتیبانی موجود مشتری استفاده کند و او را صرفاً به‌عنوان «مشکلی که باید رفع شود» در نظر نگیرد.

نکته: هنگام پیش‌نویس برنامه هوش مصنوعی، در کنار هر هدف، بپرسید "آیا این هدف اولویتی است که خود بیان می‌شود؟" سوال را مطرح کنید این یک یادآوری ساده اما قدرتمند است که این طرح همچنان مشتری محور است.

بیایید بر یک نکته تأکید کنیم: یک برنامه خوب حاوی اهداف کم اما واقعی است. هوش مصنوعی تمایل دارد برنامه‌هایی تولید کند که روی کاغذ تأثیرگذار هستند، اما اجرای آنها غیرممکن است و شش یا هفت هدف و ده‌ها مرحله را در یک زمان به مشتری پیشنهاد می‌کند تا «جامع» به نظر برسد. با این حال، برای مشتری که با فقر، تروما، و فرسودگی شغلی دست و پنجه نرم می کند، یک هدف دست یافتنی به جای سه، اغلب باعث پیشرفت بیشتر می شود. اولین موفقیت کوچک، اعتماد و تعهد مشتری به فرآیند را تقویت می کند. بنابراین فهرست بلندی را که هوش مصنوعی تولید می‌کند، در نظر نگیرید. چند هدف مهم را با مشتری انتخاب و اولویت بندی کنید. نقطه قوت طرح در طول آن نیست، بلکه در این است که در واقع برای مشتری قابل انجام و معنادار است.

احتیاط: فرض اینکه مشتری یک طرح را "تأیید" می کند کافی نیست. مشتری ممکن است به دلیل احترام به متخصص یا به دلیل نگرانی از دست دادن خدمات، به طرحی که واقعاً غیرواقعی می‌بیند، «بله» بگوید. تعامل واقعی زمانی است که مشتری بتواند اهداف را با کلمات خود توصیف کند و به این سوال پاسخ دهد که "چرا من این را می خواهم؟" هوش مصنوعی نمی تواند این مشارکت را فراهم کند. فقط شما می توانید آن را تهیه کنید.

گام به گام: از طرح کلی تا نظارت

  1. اهداف را با مشتری خود تعیین کنید. مشتری اولویت ها را می گوید؛ شما آن را با دانش حرفه ای شکل می دهید. این مرحله با تعامل انسانی و بدون هوش مصنوعی انجام می شود.
  2. ساختار را از هوش مصنوعی بخواهید. از او بخواهید که اهداف تعیین شده را در قالب SMART قرار دهد و مراحل، مسئولیت ها و زمان را برای هر هدف پیشنهاد کند.
  3. بررسی واقع گرایی شما فیلتر می کنید که آیا مراحل پیشنهاد شده توسط هوش مصنوعی در شرایط واقعی مشتری (حمل و نقل، درآمد، زمان، سلامت) قابل اجرا هستند یا خیر.
  4. نقاط قوت اتصال از مشتری بخواهید که هر هدف بر اساس کدام منبع است.
  5. یک ساختار نظارتی ایجاد کنید. ایجاد شاخص های ساده و یک برنامه بازبینی برای اندازه گیری پیشرفت؛ اجازه دهید هوش مصنوعی یادداشت های پیشرفت را ویرایش کند.

سه کیف کوچک

مورد 1 - هدف مبهم قابل اندازه گیری شد. در پیش نویس یکی از کارشناسان آمده بود: «انزوای اجتماعی مددجو کاهش می یابد». او هوش مصنوعی را به SMART تبدیل کرد. با صحبت مشترک با مشتری اینگونه شد: «مشتری حداقل هفته ای یک بار به مدت 8 هفته به باشگاه بازنشستگان محله می رود؛ هر مراجعه در تقویم مشخص می شود. حالا پیشرفت قابل مشاهده بود. مشتری به مدت 6 هفته از 8 هفته از بین رفته بود. بر این اساس طرح به روز شده است.

مورد 2 - مرحله غیرواقعی حذف شد. برای یک مشتری بیکار، هوش مصنوعی مرحله ای مانند "او هر روز برای 3 شغل درخواست خواهد کرد" را پیشنهاد کرد. متخصص می دانست که مشتری دسترسی به اینترنت ندارد و سواد محدودی دارد. این مرحله غیر واقعی بود. این مرحله با شرایط واقعی تطبیق داده شد زیرا "2 برنامه از طریق İŞKUR، هفته ای یک بار با متخصص انجام می شود".

مورد 3 - صدای مشتری برگشت. یک کارآموز از هوش مصنوعی خواسته بود که یک برنامه کامل بنویسد. این طرح از نظر فنی بی عیب و نقص بود، اما مملو از اهدافی بود که مشتری هرگز بیان نمی کرد (به عنوان مثال، "یک دوره مدیریت خشم"). سرپرست متوجه شد: اولویت اصلی مددجو، ثبت نام فرزندشان در مدرسه بود. طرح با اولویت واقعی مشتری دوباره برقرار شد. درس: هوش مصنوعی طرح را ساختار می دهد، مشتری اولویت را قرار می دهد.

چهار قالب قابل کپی

1) تبدیل هدف به SMART:

نقش شما: ویرایشگر برنامه ریزی خدمات اجتماعی. آن هدف مبهمی را که با مشتری تعیین کرده‌ایم به یک هدف SMART (مشخص، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیابی، واقعی، به موقع) تبدیل کنیم. 2-3 جایگزین پیشنهاد کنید. شما از شرایط مشتری اطلاعی ندارید. بنابراین برای هر جایگزین یک یادداشت «در چه شرایطی واقع بینانه است» اضافه کنید. یک هدف جدید بسازید هدف مبهم: [نوشتن هدف]

2) ایجاد یک اسکلت طرح:

اهداف زیر همراه با مشتری تعیین شد. برای هر هدف یک جدول بسازید: Target | مراحل | مسئول | مدت زمان | نشانگر پیشرفت | قدرتی که بر آن تکیه دارد. مراحل را واقع بینانه و کوچک نگه دارید. افزودن یک هدف جدید که مشتری نگفته است. اهداف: [لیست اهداف]

3) واقع گرایی و کنترل مشتری مداری:

پیش نویس طرح را در زیر بررسی کنید. برای هر مرحله، بپرسید: (1) آیا تحت شرایط درآمد، حمل و نقل، بهداشت یا سواد محدود امکان پذیر است؟ (2) به نظر می رسد این هدف اولویت خود مشتری است یا از بیرون تحمیل شده است؟ موارد مشکل ساز را علامت گذاری کنید و جایگزین های واقعی تر/مشتری محور را پیشنهاد دهید. پلان: [طرح چسباندن]

4) ویرایش یادداشت پیشرفت:

یادداشت های پیشرفت پراکنده زیر را به یک خلاصه مرور سازمان یافته از "برنامه ریزی شده / واقعی / مانع / مرحله بعدی" برای هر هدف تبدیل کنید. فقط از آنچه در یادداشت است استفاده کنید. نظرات خود را در مورد موفقیت یا شکست اضافه کنید. علامت گذاری داده های از دست رفته. یادداشت ها: [چسب کردن یادداشت ها]

اعلان ضعیف / اعلان قوی

اعلان ضعیف:

یک برنامه مداخله کامل برای این مشتری بنویسید و اهداف را مشخص کنید.

گفتن "شما اهداف را تعیین می کنید" به معنای واگذاری قلب برنامه - حق تعیین سرنوشت مشتری - به نرم افزار است. نتیجه یک طرح غیرقابل اجرا است که از نظر فنی مناسب است اما برای مشتری ناآشنا است.

اعلان قدرتمند:

نقش شما: ویرایشگر برنامه ریزی اهداف زیر را که با مشتری تعیین کرده‌ایم در قالب SMART در قالب یک طرح قرار دهید. گام های کوچک واقع بینانه، مسئولیت پذیری، مدت زمان و شاخص های پیشرفت را برای هر هدف پیشنهاد دهید. هدف جدید را اضافه کنید "آیا هر مرحله را می توان تحت شرایط محدود اعمال کرد؟" توجه داشته باشید که باید بررسی شود. اهداف: [اهداف تعیین شده با مشتری]

تفاوت: دریافت اهداف از مشتری و فقط داشتن پیکربندی هوش مصنوعی باعث می شود این طرح هم حرفه ای و هم مشتری محور باشد.

اجزای طرح و توزیع نقش

جزء

سهم هوش مصنوعی

شغل شخص/مشتری

هدف گذاری

تبدیل به SMART

اولویت و محتوا

برنامه ریزی مرحله ای

پیشنهاد قدم کوچک

تایید واقع گرایی

زمان/مسئول

پیش نویس پیشنهاد

تصمیم صلاحیت

پیوند قدرت

یادآوری

دانستن منبع مشتری

نشانگر پیشرفت

توصیه قابل اندازه گیری

قضاوت معناداری

تماشا/بررسی

یک یادداشت را ویرایش کنید

ارزیابی، تصمیم گیری

اشتباهات رایج

  • داشتن هوش مصنوعی اهداف را تعیین می کند. اولویت مشتری است؛ هوش مصنوعی فقط پیکربندی می کند.
  • دور زدن بررسی واقع گرایی مراحل AI ممکن است با شرایط مشتری مطابقت نداشته باشد. هر مرحله را فیلتر کنید
  • فراموش کردن نقاط قوت این طرح نباید فقط «رفع نواقص» باشد. باید بر اساس منابع مشتری باشد.
  • تعیین یک هدف غیر قابل اندازه گیری "بهتر خواهد شد" غیرقابل تماشا است. این کار را هوشمندانه انجام دهید.
  • عدم تنظیم نظارت نوشتن یک طرح و عدم رعایت آن، آن را به یک سند مرده تبدیل می کند. یک برنامه بازبینی لازم است.

به طور خلاصه

طرح مداخله ارزیابی را به یک نقشه راه مشخص تبدیل می کند. هوش مصنوعی در اینجا با ترجمه اهداف مبهم به SMART، ایجاد اسکلت های طرح، بررسی واقع گرایی و ویرایش یادداشت های پیشرفت، سود واقعی را فراهم می کند. اما برنامه با مشتری انجام می شود: مشتری اهداف و اولویت ها را تعیین می کند، متخصص واقع گرایی و معنا را فیلتر می کند. اصل خودتعیین، دیدگاه نقاط قوت و انضباط نظارتی را در همه برنامه ها حفظ کنید.

وظیفه کاربردی

دو هدف «تعیین شده توسط مشتری» برای یک مشتری خیالی بنویسید (یکی عمدا مبهم). با الگوی "تبدیل هدف به SMART"، هدف مبهم را قابل اندازه گیری کنید. سپس یک جدول با الگوی "اسکلت طرح" بردارید و الگوی "بررسی واقع گرایی" را اعمال کنید. بررسی کنید که آیا هوش مصنوعی هدفی را اضافه کرده است که مشتری نگفته است.

چک لیست

  • [ ] من اهداف را از اولویت های مشتری گرفتم، آنها را با هوش مصنوعی تعیین نکردم.
  • [ ] من هر هدف مبهم را به فرمت SMART تبدیل کردم.
  • [ ] من کاربردی بودن مراحل را در شرایط واقعی بررسی کردم.
  • [ ] من هر هدف را به قدرت/منبعی گره زدم.
  • [ ] من شاخص های قابل اندازه گیری و یک تقویم بررسی تنظیم کردم.