واحد 3 / 12

وضوح دستورالعمل: تبدیل عدم قطعیت به دستورالعمل قابل اندازه گیری

سود:

  • می تواند توضیح دهد که چرا دستورالعمل های مبهم نتایج عمومی و نادرست را تولید می کنند
  • می تواند صفت های مبهم را به دستورالعمل های قابل اندازه گیری، عددی و کاملاً تعریف شده تبدیل کند
  • ارزش بیان واضح آنچه را که نمی‌خواهیم و محدودیت‌ها را می‌داند

در بخش قبلی، شش جزء اعلان را دیدیم. اکنون روی ویژگی این اجزا که بیشترین ارزش را تعیین می کند تمرکز می کنیم: وضوح. دلیل شماره یک برای دریافت پاسخ های ناامیدکننده از هوش مصنوعی دستورالعمل های مبهم است. مدل نمی تواند ذهن شما را بخواند. هر چه مبهم‌تر به او بگویید، کلی‌تر و نادرست‌تر برمی‌گردید. در این بخش، با مثال های عینی یاد خواهیم گرفت که چگونه عدم قطعیت را به دستورالعمل های قابل اندازه گیری، عددی و محدود تبدیل کنیم.

چرا عدم قطعیت نتایج بدی به همراه دارد؟

مدل هر فضای خالی را با پیش بینی "به احتمال زیاد" خود پر می کند. وقتی می گویید "یک متن کوتاه بنویس" ممکن است برای شما 3 جمله کوتاه اما برای مدل 2 پاراگراف باشد. هنگامی که می گویید "از لحن حرفه ای استفاده کنید"، رسمی که در ذهن دارید ممکن است با سردی تولید شده توسط مدل مطابقت نداشته باشد. صفت‌های مبهم (خوب، خوب، مؤثر، کوتاه، حرفه‌ای) اطلاعات کمی را به مدل منتقل می‌کنند، زیرا برای همه معناهای متفاوتی دارند. Clarity جایگزین این صفت ها با معادل های قابل اندازه گیری آنها است.

منطق تبدیل یک صفت مبهم به یک دستورالعمل قابل اندازه گیری

پشت هر صفت مبهم در واقع یک انتظار عددی یا عینی وجود دارد. وظیفه شما این است که آن را کشف کنید:

  • "کوتاه" → "80 کلمه یا کمتر" یا "3 جمله".
  • «حرفه‌ای» → «رسمی، بدون اصطلاحات، بدون لحن دوم شخص مفرد».
  • "جزئیات" → "حداقل 2 مثال و 1 داده عددی در زیر هر عنوان".
  • "ساده" → "زبان عاری از اصطلاحات فنی که یک فارغ التحصیل دبیرستان می تواند آن را بفهمد."
  • "چند" → "بین 3 و 5".

پنج بعد شفافیت

اندازه

مبهم

خالص

طول

"کوتاه نگه دار"

"حداکثر 100 کلمه"

مقدار

"چند پیشنهاد"

"دقیقا 5 پیشنهاد"

مخاطب هدف

"برای همه"

"برای صاحبان SME که حسابداری نمی دانند"

لحن

"به زبان مناسب"

"رسمی اما گرم؛ از ایموجی استفاده نکنید"

دامنه

"درباره موضوع به من بگو"

"فقط در مورد قیمت و سیاست بازگشت به من بگویید"

مرور یک دستورالعمل در امتداد این پنج بعد، وضوح را به یک عادت تقریباً مکانیکی تبدیل می کند.

آنچه را که نمی خواهید بگویید

وضوح نه تنها شامل آنچه شما می خواهید، بلکه آنچه را که نمی خواهید نیز در بر می گیرد. مدل تمایل دارد هر جا که هیچ مرزی ترسیم نشود پر شود. محدودیت های منفی مانند «قید قیمت»، «ذکر نام تجاری رقیب»، «افزودن اطلاعاتی که در متن نیست»، «سوال نپرسید، مستقیماً پاسخ دهید» خروجی را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد. بیشتر مردم فقط دستورالعمل های مثبت می نویسند. در حالی که فهرست تک جمله ای «نباید» یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که جهت خروجی را حفظ می کند.

چهار قالب قابل کپی

1) چارچوب تبدیل از مبهم به روشن:

وظیفه: [فعل مشخص + موضوع] طول: [تعداد کلمات/جملات] کمیت: [چند مورد/مجموعه] مخاطبان هدف: [چه کسی، سطح دانش] لحن: [صفت های مشخص] محدوده: فقط [X و Y]؛ وارد نشوید [Z]. Don't: [محدودیت‌های منفی]

2) پست شبکه های اجتماعی:

یک پست لینکدین بنویسید.- موضوع: [محصول/رویداد]- طول: 3 پاراگراف کوتاه، در مجموع 120 کلمه.- بگذارید اولین جمله جلب توجه کند، جمله آخر یک تماس واضح باشد.- مخاطب هدف: متخصصان صنعت.- نباید: از هشتگ بیش از 3 بار استفاده کنید. از صفت های اغراق آمیز استفاده نکنید.

3) توضیحات محصول:

این محصول را معرفی کنید.- دقیقاً 4 مقاله.- هر مقاله بیش از 15 کلمه نباشد.- مخاطب غیر فنی باشد.- هر مقاله باید روی یک مزیت تمرکز کند نه یک ویژگی.- انجام ندهید: ادعاهای عددی بسازید. فقط از امکاناتی که دادم استفاده کن ویژگی ها: [لیست]

4) بازخورد بخواهید (بررسی وضوح):

دستورالعمل زیر را برای وضوح ارزیابی کنید. هر نکته ای را که نامشخص است فهرست کنید و برای هر یک جایگزین قابل اندازه گیری پیشنهاد کنید. دستور العمل: [پیشنهاد خودتان]

اعلان ضعیف / اعلان قوی

ضعیف:

یک پیام عذرخواهی زیبا برای مشتری بنویسید.

قوی:

برای مشتری که ارسالش 4 روز تاخیر داشته پیام عذرخواهی بنویسید. - حداکثر 90 کلمه - لحن صمیمانه اما حرفه ای؛ تقصیر را بپذیرید، بهانه نیاورید. - ارائه غرامت مشخص: 10% کد تخفیف در سفارش بعدی. از ایموجی ها استفاده نکنید

فرمان دوم «زیبا» را قابل اندازه‌گیری می‌کند: طول، لحن، جبران بتن، و دو محدودیت منفی. نتیجه بر اساس دستورالعمل است، نه حدس و گمان.

سه کیف کوچک

مورد 1 - مرکز تماس. یکی از تیم‌های پشتیبانی با الگوی «یک پاسخ مودبانه بنویسید» کار می‌کرد و گاهی اوقات پاسخ‌ها خیلی طولانی می‌شد و مشتری خسته می‌شد. وقتی محدودیت «حداکثر 60 کلمه، راه حل را در جمله اول بدهید» اضافه شد، میانگین طول پاسخ کاهش یافت و امتیاز رضایت اندازه گیری شده توسط تیم در دوره بعدی افزایش یافت.

مورد 2 - گزارشگری مالی. زمانی که یک تحلیلگر گفت "روندها را خلاصه کنید" مدل در حال ساختن تفاسیر بود. دستورالعمل «فقط به اعداد جدولی که دادم تکیه کنید؛ روندی را که وجود ندارد اضافه نکنید؛ در هر جمله عدد مربوطه را در پرانتز نشان دهید» میزان ساخت را تقریباً به صفر رساند.

مورد 3 - ویرایشگر محتوا. یک ویرایشگر متن‌های پراکنده‌ای را با دستورالعمل‌های مبهم دریافت می‌کرد، مانند «سئو دوستانه بنویسید». وقتی این را به صورت «این کلمه کلیدی را یک بار در عنوان و پاراگراف اول مشخص کنید؛ از 3 عنوان فرعی استفاده کنید؛ بگذارید هر عنوان یک جمله سؤالی باشد» مشخص کردیم، متون در یک تلاش برای انتشار آماده شدند.

نکته: پس از نوشتن درخواست خود، از خود بپرسید: "اگر این دستورالعمل را به 5 نفر مختلف بدهم، آیا 5 خروجی متفاوت خواهد بود؟" اگر پاسخ شما مثبت است، هنوز یک نکته مبهم وجود دارد. وضوح به معنای محدود کردن تفسیر به یک معنای صحیح است.
احتیاط: وضوح بیش از حد نیز یک دام است. اگر 15 محدودیت متناقض را فهرست کنید، مدل نمی تواند همه آنها را همزمان برآورده کند و برخی از آنها را نادیده می گیرد. ابتدا 3-4 محدودیت حیاتی را بنویسید. در صورت لزوم به صورت تکراری اضافه کنید.

اشتباهات رایج

  • تکیه بر صفت های مبهم. گفتن "خوب"، "خوب"، "حرفه ای" و ننوشتن معادل قابل اندازه گیری.
  • عدم تعیین طول مدل همیشه طولی متفاوت از آنچه انتظار داشتید انتخاب می کند.
  • دور زدن محدودیت منفی نگفتن آنچه که خواسته نیست.
  • عدم مشخص کردن مخاطب هدف همین مطالب برای متخصص و برای کودک کاملاً متفاوت نوشته شده است.
  • محدودیت های متناقض را پشته کنید. خواستن "خیلی کوتاه" و "خیلی جامع" در یک زمان.

به طور خلاصه

  • دستورالعمل مبهم باعث می شود که مدل با پیش بینی خود شکاف ها را پر کند و در نتیجه خروجی عمومی/نادرست ایجاد شود.
  • وضوح جایگزینی صفت های مبهم با معادل های قابل اندازه گیری آنها (تعداد کلمات، قطعه، لحن مشخص) است.
  • پنج بعد وضوح: طول، کمیت، مخاطب، لحن و دامنه.
  • آنچه را که نمی خواهید و همچنین آنچه را که می خواهید بنویسید. محدودیت های منفی خروجی را جمع می کنند.
  • اگر آن را به 5 نفر بدهم، آیا 5 خروجی متفاوت خواهد بود؟ آزمایش ابهام پنهان را آشکار می کند.

وظیفه کاربردی

درخواستی را که اخیراً نوشته‌اید بگیرید و هر صفت مبهم را در آن علامت بزنید (کوتاه، خوب، دقیق، مناسب و غیره). هر یک را به یک پاسخ قابل اندازه گیری تبدیل کنید و یک خط "نباید" اضافه کنید. همان کار را با دستور قدیمی و جدید اجرا کنید و دو خروجی را با هم مقایسه کنید. به تفاوت وضوح در یک جمله توجه کنید.

چک لیست

  • [ ] من می توانم صفت های مبهم را در دستور خود تشخیص دهم و آنها را قابل اندازه گیری کنم.
  • [ ] من پنج بعد وضوح (طول، مقدار، جرم، تن، دامنه) را اعمال می کنم.
  • [ ] من برای هر کار مهم یک محدودیت «نباید» می نویسم.
  • [ ] حتماً مخاطب هدف را مشخص می کنم.
  • [ ] من از محدودیت های متضاد یا بیش از حد اجتناب می کنم.