واحد 9 / 12

چارچوب های استراتژی و فرآیند: SWOT، 3C، نقشه برداری فرآیند

سود:

  • امکان پر کردن چارچوب هایی مانند SWOT، 3C، زنجیره ارزش و نقشه برداری فرآیند بر اساس داده ها با پشتیبانی از هوش مصنوعی
  • توانایی استفاده از چارچوب به عنوان یک چارچوب تفکر و اضافه کردن یک لایه "پس چه" از قضاوت خود
  • توانایی تشخیص خطر نتایج کلیشه ای و خالی از پر کردن کادر و تغذیه آن با شواهد ملموس

مشاوران تفکر را با چارچوب ها ساختار می دهند. چارچوب یک چارچوب فکری آماده برای درک یک موقعیت پیچیده است: SWOT، 3C، زنجیره ارزش، نقشه فرآیند و بسیاری موارد دیگر. با استفاده خوب، چارچوب تضمین می کند که هیچ یک از ابعاد مهم را از دست نمی دهید. وقتی ضعیف استفاده می شود، پر از کلیشه های خالی می شود و چیزی به تصمیم گیرنده نمی گوید. هوش مصنوعی فریم ها را در چند ثانیه پر می کند. اما پر کردن یک SWOT با عبارات عمومی مانند "برند قوی، افزایش رقابت" آسان و بی ارزش است. در این بخش، ما یاد خواهیم گرفت که از چارچوب به عنوان یک اسکلت استفاده کنیم و آن را با شواهد ملموس و یک لایه "پس چه" پر کنیم.

چارچوب یک چارچوب تفکر است، نه یک پاسخ

هدف چارچوب تحریک تفکر است نه جایگزین کردن آن. SWOT (نقاط قوت، ضعف، فرصت ها، تهدیدها) چهار جعبه را در اختیار شما قرار می دهد. اما آنچه در آن جعبه ها قرار می دهید از داده ها و قضاوت می آید. هنگامی که از هوش مصنوعی می‌خواهید کادر را پر کند، سه چیز را تحمیل کنید: اینکه هر مورد مبتنی بر شواهد باشد، هر مورد ملموس باشد، هر آیتم حاوی "پس چه چیزی" باشد.

نقش شما: مشاور استراتژی.شرکت و موقعیت: [توضیحات + داده/منبع زیر]. وظیفه: تجزیه و تحلیل SWOT را کامل کنید اما با قوانین سختگیرانه: - هر مورد باید بر اساس یک واقعیت ملموس باشد (منبع را ذکر کنید). - عبارت عمومی مانند "برند قوی" ممنوع است. مانند "سهم 31٪ در بازار مهم ترین آنها باشید. کاوش: 2 گزینه استراتژیک (جفت شدن SO/WT) ناشی از SWOT را پیشنهاد دهید.

خط آخر بسیار مهم است: ارزش واقعی SWOT در تطابق است، نه در چهار لیست. آوردن طرف قوی به فرصت (استراتژی SO) یا محافظت از طرف ضعیف در برابر تهدید (استراتژی WT) چارچوب را به یک تصمیم تبدیل می کند.

نکته: پس از پر کردن یک قاب، از خود بپرسید: "آیا می توانم این موارد را در SWOT رقیب خود بنویسم؟" اگر پاسخ مثبت است، مقاله خیلی کلی است. یک مقاله چارچوب خوب مختص آن شرکت است و بر اساس یک عدد یا واقعیت است.

3C و زنجیره ارزش

3C (شرکت، مشتریان، رقبا) به سرعت یک موقعیت را از سه منظر می خواند. زنجیره ارزش فعالیت های شرکت (تامین، تولید، بازاریابی، فروش، خدمات) را به حلقه هایی تقسیم می کند و نشان می دهد که در هر حلقه ارزش ایجاد شده و از دست می رود. هوش مصنوعی در ایجاد سوالات و جمع آوری شواهد برای هر حلقه مفید است. اما تصمیم با شماست که کدام لینک حیاتی است.

نقش شما: مشاور استراتژی داده/منبع زیر. وظیفه: چارچوب 3C را بر اساس شواهد پر کنید.- شرکت: نقاط قوت و ضعف واقعی (هر کدام بر اساس یک واقعیت).- مشتریان: چه کسانی، چه می خواهند، نیاز برآورده نشده چیست (منبع).- رقبا: 2 رقیب قوی و مزیت آنها نسبت به ما. "پس چه" در پایان هر C: چه تصمیمی می خواهد ممنوع؛ مورد بدون دلیل را به عنوان "باید تایید شود" علامت گذاری کنید.

همچنین می توانید زنجیره ارزش را بشکنید و ببینید هزینه و ارزش در کجا متمرکز شده اند:

نقش شما: تحلیلگر عملیات/استراتژی. وظیفه: زنجیره ارزش [شرکت] را به پیوندها تقسیم کنید (تامین → ... → پس از فروش). برای هر پیوند: کار انجام شده، سهم هزینه (از داده‌هایی که دادم)، سهم ارزش، قوی/ضعیف نسبت به رقیب. کاوشگر: پیوندی را علامت بزنید که بیشترین ارزش ایجاد شده و هزینه بیشتر در آن رخ می دهد. سهام هزینه را دادم. تقلب نکن، اکانت رو نشون بده

قاب

برای چی

نقش هوش مصنوعی

سهم شما

SWOT

اسکن وضعیت عمومی

پر کردن پیش نویس جعبه ها

شواهد، ترتیب اهمیت، مطابقت

3C

مروری سریع استراتژیک

سه زاویه را پیکربندی کنید

کدام C مهم است، پس چه

زنجیره ارزش

تحلیل ارزش/هزینه

تقسیم به دایره ها، ایجاد سؤال

پیوند حیاتی، تصمیم بهبود

نقشه فرآیند

بهبود عملیات

مراحل را فهرست کنید

تشخیص تنگنا، اولویت

نقشه برداری فرآیند و تشخیص تنگنا

یکی از قدرتمندترین ابزارها در پروژه های عملیاتی، نقشه برداری فرآیند است: ترسیم مراحل یک کار از ابتدا تا انتها، مدت زمان هر مرحله و نقاط انتظار. هدف یافتن گلوگاه است (گلوگاه، باریک ترین مرحله ای که کل جریان را کند می کند). هوش مصنوعی یک فرآیند را به مراحلی از روایت شما تقسیم می‌کند، برای هر مرحله زمان معمولی می‌خواهد، و به تنگناهای احتمالی اشاره می‌کند.

نقش شما: مشاور عملیات. در زیر مراحل و مدت یک فرآیند تحویل سفارش را نوشته ام. وظیفه: 1) مراحل را گام به گام ترسیم کنید. مدت زمان و زمان انتظار هر مرحله را جدا کنید. 2) کل زمان و نسبت "زمان افزودن ارزش / زمان کل" را محاسبه کنید (فرمول نشان دهید). من حساب را به صورت دستی تأیید می کنم. ادعای علیت نداشته باشید، بگویید "علت ریشه ای احتمالی".

یک شاخص قوی در اینجا نسبت "زمان به ارزش / زمان کل" است: اگر سفارشی در 6 روز تحویل داده شود اما معامله واقعی فقط 4 ساعت باشد، زمان باقی مانده در انتظار است و فرصت واقعی برای بهبود در اینجاست.

سه کیف کوچک

مورد 1 - SWOT توخالی. یک مشاور به سرعت یک SWOT را در مدل پر می کند: "برند قوی، تیم واجد شرایط، رقابت فزاینده، عدم اطمینان اقتصادی". شریک نگاه می کند: "من می توانم این را برای هر شرکتی در ترکیه بنویسم." مشاور این کار را دوباره به شرط اثبات انجام می دهد. "برند قوی" با "تعداد 2٪ در بخش هدف، نرخ انتخاب اول 28٪ (نظرسنجی)" جایگزین می شود. ماده باقیمانده را می توان برای تصمیم گیری استفاده کرد.

مورد 2 - فرصت زنجیره ارزش. زنجیره ارزش در یک تولید کننده استخراج می شود. مدل برای هر حلقه سهم هزینه را درخواست می کند. مشاور آن را با داده ها پر می کند. حلقه لجستیک 22 درصد هزینه را جذب می کند، اما میانگین صنعت 13 درصد است. پیوند مهم پیدا شده است. طراحی مجدد لجستیک باعث صرفه جویی 30 میلیون لیر در 2 سال می شود.

مورد 3 - تشخیص تنگنا. کل زمان برای فرآیند تایید درخواست 9 روز است. نقشه فرآیند نشان می دهد که تراکنش واقعی تنها 3 ساعت است و زمان باقی مانده در مرحله "انتظار برای تایید" صرف شده است. گلوگاه منابع انسانی نبود، بلکه صف تایید بود. یک تفویض اختیار ساده زمان را از 9 روز به 2 روز کاهش می دهد.

اعلان ضعیف / اعلان قوی

اعلان ضعیف:

یک تحلیل SWOT برای این شرکت انجام دهید.

مدل یک لیست خالی تولید می کند که بدون اثبات، عمومی است و برای هر شرکتی مناسب است.

اعلان قدرتمند:

نقش شما: مشاور استراتژی داده/منبع زیر. وظیفه: SWOT مبتنی بر شواهد. هر مقاله حاوی یک واقعیت+منبع+چه چیزی است. عبارت کلی "من می توانم برای حریفم نیز بنویسم" ممنوع است. حداکثر 4 مورد در هر جعبه کاوش: 2 گزینه استراتژیک مشخص از جفت شدن SO و WT ایجاد کنید، مرحله اول هر کدام و شواهد مورد نیاز را بنویسید. موردی را که از آن مطمئن نیستید به عنوان «باید تأیید شود» علامت بزنید.

انتخاب قاب مناسب

هر چارچوبی متناسب با هر سوالی نیست. چارچوب اشتباه تحلیلی را تولید می کند که حتی به داده های درست نیز بی ربط است. چارچوب باید از سؤالی پیروی کند که می‌خواهید به آن پاسخ دهید. SWOT یا 3C برای "من می خواهم وضعیت کلی را به سرعت ببینم"؛ زنجیره ارزش برای «من می‌خواهم ببینم ارزش کجا ایجاد می‌شود و هزینه در کجا خزش می‌کند»؛ نقشه فرآیند برای "چرا یک فرآیند اینقدر طول می کشد"؛ برای «آیا صنعت سودآور است» نیروهای پورتر پنج مناسب است. می‌توانید مستقیماً از هوش مصنوعی بپرسید که «کدام چارچوب برای این سؤال مناسب است، چرا و کدامیک مناسب نیستند». این تله استفاده مکرر از چارچوب یکسان را از بین می‌برد. اشتباه کلاسیک تحلیلگران بی تجربه این است که به هر مشکلی به عنوان یک میخ نگاه می کنند، تنها با یک چکش در دست (معمولا SWOT). چارچوب یک ابزار است. دانستن اینکه کدام ابزار برای کدام کار است قبل از استفاده از ابزار است.

اشتباهات رایج

  • پر کردن کلیشه خالی مواردی مانند «برند قوی، افزایش رقابت» بی‌اساس و بی‌ارزش هستند. آن را به حقایق ملموس وصل کنید.
  • رد شدن از لایه so-what. اگر نوشته نشود که یک یافته بر کدام تصمیم تأثیر می گذارد، قاب زینتی می شود.
  • فراموش کردن جفت شدن ارزش SWOT در چهار لیست نیست، بلکه در نقشه‌برداری فرصت‌های قوی/تهدید ضعیف است.
  • اشتباه گرفتن چارچوب برای پاسخ. قاب تفکر را تحریک می کند. مشاور تصمیم و توجیه را تعیین می کند.
  • نشان دادن اهمیت یکسان برای هر مورد. اگر ترتیب اهمیت داده نشود، تصمیم گیرنده نمی تواند ببیند چه چیزی حیاتی است.
  • تطبیق زمان های فرآیند با مدل زمان گام باید از مشاهده واقعی حاصل شود. تشخیص تنگنا بر اساس آن است.
احتیاط: از یک فریم می توان برای قوی جلوه دادن تحلیل ضعیف استفاده کرد. یک جدول SWOT منظم قانع کننده به نظر می رسد، اما اگر خالی باشد، گمراه کننده است. از چارچوب به عنوان یک رشته تفکر استفاده کنید، نه یک روکش. من به هر مورد با این سوال پاسخ دادم "شواهد من چیست؟" و "چه تصمیمی را تغییر خواهد داد؟" سوالات را مرور کنید.

به طور خلاصه

چارچوب های استراتژی و فرآیند، چارچوب تفکر مشاور هستند. این تضمین می کند که هیچ بعد مهمی از دست نمی رود. هوش مصنوعی به سرعت چارچوب هایی مانند SWOT، 3C، زنجیره ارزش و نقشه فرآیند را پر می کند، مراحل را فهرست می کند و سؤال ایجاد می کند. اما ارزش از اتصال هر آیتم به شواهد محکم، رتبه بندی آن بر اساس اهمیت، افزودن لایه "پس چه" و تبدیل چارچوب به تصمیم از طریق تطبیق ناشی می شود. مدل اسکلت را می سازد. مشاور گوشت، شواهد و تصمیم را اضافه می کند.

وظیفه کاربردی

یک شرکت و موقعیت را انتخاب کنید، برخی از داده ها / منابع را در دست داشته باشید. یک تجزیه و تحلیل مبتنی بر شواهد با اعلان SWOT قوی تولید کنید. "آیا می توانم به حریفم هم بنویسم؟" برای هر مورد آن را در معرض آزمایش قرار دهید و آنچه را که می گذرد مجسم کنید. دو گزینه استراتژیک را از جفت شدن SO/WT استخراج کنید. یک فرآیند عملیاتی را به طور جداگانه انتخاب و نقشه برداری کنید، نسبت "زمان افزوده ارزش / زمان کل" را محاسبه کنید و بزرگترین تنگنا را به دلیل دو ریشه تشخیص دهید.

چک لیست

  • [ ] من هر مورد چارچوب را به حقایق و منابع ملموس مرتبط کردم.
  • [ ] "آیا می توانم به حریفم هم بنویسم؟" من آزمون را اعمال کردم.
  • [ ] من به هر مورد اضافه کردم که چه چیزی (این تصمیم بر آن تأثیر می گذارد).
  • [ ] من SWOT را از طریق تطبیق به یک گزینه استراتژیک تبدیل کردم.
  • [ ] موارد را به ترتیب اهمیت قرار دادم.
  • [ ] من زمان های فرآیند را از داده های واقعی گرفتم، گلوگاه را تشخیص دادم.
  • [ ] من از چارچوب به عنوان یک رشته فکری استفاده کردم، نه یک جلا دهنده.