واحد 8 / 11

تجسم و داستان سرایی: گرافیک دقیق، گرافیک صادقانه

سود:

  • امکان اتصال هر نمودار به یک سوال واضح و انتخاب نوع نمودار مناسب (خط برای زمان، نوار برای مقایسه، توزیع برای رابطه)
  • توانایی تشخیص عناصر گمراه کننده (محور چین دار، چیدن گیلاس، نمودار اسپاگتی) و تولید تصاویری صادقانه و ساده
  • توانایی تبدیل یافته ها به تصمیم گیری با سرفصل های نتیجه گرا و داستان سرایی داده ها

ارزش یک تحلیل تنها زمانی آشکار می شود که دیگران بتوانند آن را درک کنند و تصمیم بگیرند. دقیق‌ترین مدل دنیا در صورتی که توضیح ضعیفی داشته باشد در قفسه باقی می‌ماند. یک یافته معمولی که به خوبی توضیح داده شود می تواند جهت شرکت را تغییر دهد. موضوع این واحد تجسم داده ها (بیان داده ها با گرافیک) و داستان سرایی داده ها (ترجمه یافته ها به داستان تصمیم گیری): انتخاب نمودار مناسب، ترسیم صادقانه آن و گذاشتن پیامی روشن در ذهن مخاطب. هوش مصنوعی کد نمودار را می نویسد، یک نوع نمودار را پیشنهاد می کند و عنوانی را برای یک یافته تهیه می کند. اما این به خود انسان بستگی دارد که تصمیم بگیرد چه پیامی داده می شود و آیا این گرافیک گمراه کننده است.

نمودار کار دارد: پاسخ دادن به یک سوال

بزرگترین اشتباهی که مبتدیان مرتکب می شوند ترسیم نمودارهایی برای "نمایش داده ها" است. با این حال، یک نمودار خوب به یک سوال پاسخ می دهد. "آیا فروش در طول زمان افزایش یافته است؟" پاسخ به سوال نمودار خطی است. "کدام شهر بیشتر می فروشد؟" نمودار میله ای است. "آیا قیمت و تقاضا مرتبط هستند؟" یک طرح پراکنده است. قبل از ترسیم نمودار، بپرسید: این نمودار به چه سوالی پاسخ می دهد و آیا بیننده می تواند آن را در یک نگاه ببیند؟

نگاشت اولیه انتخاب نمودار:

هدف

نمودار صحیح

انتخاب اشتباه

در طول زمان تغییر کند

نمودار خطی

نمودار دایره ای

مقایسه رده ها

نمودار میله ای

کیک سه بعدی

رابطه دو عدد

نمودار پراکندگی

میله

شکل توزیع

هیستوگرام/جعبه

میانگین تک نوار

بخش هایی از کل (چند دسته)

کیک چوبی یا ساده

کیک چند برش

رابطه چند متغیره

نقشه حرارتی

خطوط همپوشانی

نکته: در صورت امکان از نمودار دایره ای خودداری کنید. چشم انسان زاویه ها را بد مقایسه می کند. اگر بیش از دو برش وجود داشته باشد، یک نمودار میله ای متوالی تقریباً همیشه خواناتر است.

نمودار صادقانه: ساده ترین راه برای گمراه کردن

نمودارها می توانند بدون اینکه متوجه شوند دروغ بگویند (گاهی اوقات عمدا). مسئولیت اخلاقی یک متخصص داده ترسیم نمودارهای صادقانه است. رایج ترین اشکال فریب:

محور y نقطه چین: اگر محور را به جای 0 از 95 شروع کنید، اختلاف 2 درصد شبیه کوه به نظر می رسد. در نمودارهای میله ای مقایسه، محور معمولاً باید از 0 شروع شود.

مقیاس محوری نادرست: استفاده از محور لگاریتمی بدون تعیین آن یا تحریف محورها.

چیدن گیلاس: فقط نقطه/بخشی را نشان می دهد که پیام شما را پشتیبانی می کند و بقیه را پنهان می کند.

اطلاعات بیش از حد: همپوشانی 12 خط برای ایجاد "نمودار اسپاگتی"؛ هیچ پیامی خوانده نمی شود

افزودن گمراه کننده: اضافه کردن نمودارهایی که رفتار متفاوتی دارند و الگوی واقعی را پنهان می کنند (پارادوکس سیمپسون).

مراقب باشید: اگر به هوش مصنوعی بگویید «این تفاوت را چشمگیر نشان بده»، ممکن است نمودار اغراق‌آمیز با محورهای چین‌دار را نشان دهد. مسئولیت اخلاقی بر عهده شماست: نمودار نباید داده ها را بزرگتر یا کوچکتر از آنچه که واقعاً هست، کند. صداقت مقدم بر تأثیرپذیری است.

رنگ، برچسب و سادگی

گرافیک خوب، گرافیک ساده است. اصل نسبت داده به جوهر: هر چیزی را که حاوی داده نیست (شبکه غیر ضروری، سایه، جلوه سه بعدی، رنگ تزئینی) دور بریزید. رنگ باید معنی را منتقل کند، نه زینتی: یک رنگ برای برجسته کردن یک دسته، بقیه خاکستری. مراقب کوررنگی باشید (تمایز کردن قرمز-سبز در حدود 1 مرد از 12 مرد دشوار است). از پالت های ایمن استفاده کنید. هر نموداری باید یک عنوان واضح داشته باشد – و بهترین عنوان نمودار را توصیف نمی کند، بلکه نتیجه را می گوید: «کاهش فروش 18 درصد در سه ماهه سوم» به جای «فروش ماهانه».

هایلایت و توضیحات: جهت دادن چشم به پیام

یک گرافیک خوب به بیننده می گوید به کجا نگاه کند. ویژگی های پیش از توجه - نشانه های بصری مانند رنگ، موقعیت، اندازه که مغز در کسری از ثانیه، بدون تلاش آگاهانه درک می کند - ابزاری برای این کار هستند: اگر یک نوار را با رنگ برجسته و بقیه خاکستری را ترک کنید، چشم به طور خودکار به آنجا می رود. حاشیه‌نویسی‌هایی که مستقیماً به نمودار اضافه می‌شوند نیز قدرتمند هستند: یک پیکان که می‌گوید «کمپین در این ماه شروع شد» مؤثرتر از یک پاراگراف توضیح است. همین اصل در طراحی داشبورد نیز صدق می کند: مهمترین معیار را در بالا و بزرگ ترین قرار دهید، اطلاعات ثانویه را در پایین و کوچک نگه دارید. هدف این نیست که مخاطب را با اطلاعات غرق کنیم، بلکه آنها را قادر می‌سازیم تا تصمیم درست را در یک نگاه ببینند. هوش مصنوعی می تواند کد رنگ و حاشیه نویسی را برای شما ایجاد کند. اما شما تصمیم می گیرید که روی چه چیزی تاکید کنید، یعنی پیام واقعی چیست.

سه کیف کوچک

مورد 1 - رسوایی محور شکسته. یکی از تیم ها نمودار میله ای را به مدیریت ارائه کرد که محور y را در 980 شروع کرد تا "رشد" را نشان دهد. فروش از 1000 تا 1020 بسیار زیاد به نظر می رسید. افزایش واقعی 2 درصد بود. هنگامی که یک مدیر متوجه این محور شد، اعتبار کل ارائه متزلزل شد. درس: محور را از 0 در میله های مقایسه شروع کنید.

مورد 2 - نمودار اسپاگتی. یک تحلیلگر فروش 24 ماهه 14 محصول را در یک نمودار واحد، 14 خط قرار داد. هیچ کس نمی توانست چیزی بخواند. با برجسته کردن تنها 3 محصولی که بیشترین تغییر را داشتند و بقیه به رنگ خاکستری کم رنگ درآمدند، این پیام روشن شد: "محصول A در حال خراب شدن است، محصول B در حال افزایش است." درس: همه چیز را نشان ندهید، پیام را نشان دهید.

مورد 3 - عنوانی که نتیجه را بیان می کند. یک گزارش بر روی نقشه ای با عنوان "توزیع منطقه ای" پنهان شده است. هیچکس اقدامی نمی کرد. وقتی تیتر به «منطقه شرقی 40 درصد کمتر از هدف» تغییر کرد، همین تصویر باعث ایجاد یک برنامه اقدام اضطراری در یک جلسه شد. درس: عنوان باید تصمیم را بیان کند، نه گرافیک.

چهار قالب قابل کپی

1) انتخاب نوع نمودار:

نقش شما: مشاور تجسم. نموداری را پیشنهاد کنید که به سوال زیر پاسخ دهد: "کدام کانال (وب/موبایل) در 12 ماه گذشته سریعتر رشد کرده است؟ من فروش ماهانه و کانال شکسته دارم. به من بگویید مناسب ترین نوع نمودار و چرا. به من یادآوری کن که از گزینه های گمراه کننده اجتناب کنم (پای، محور چین). کد را با matplotlib صادر کنید.

2) کنترل طراحی صادقانه:

این کد نمودار میله ای را برای صداقت بررسی کنید: آیا محور y از 0 شروع می شود، آیا رنگ منطقی است، آیا عنوان نتیجه را بیان می کند، آیا سایه های سه بعدی غیر ضروری وجود دارد؟ موارد گمراه کننده را تصحیح کنید و توضیح دهید که چرا آنها را اصلاح کرده اید.

3) ساده سازی:

من یک نمودار سری زمانی با 14 خط دارم، قابل خواندن نیست. کد نسخه ای با هدر واضح و نسبت جوهر داده بالا را بنویسید که فقط 3 سری از متغیرها را برجسته می کند و بقیه را خاکستری روشن می کند.

4) عنوان و روایت نتیجه گرا:

من این یافته را ارائه خواهم کرد: "منطقه شرق 40٪ کمتر از هدف Q3 سقوط کرد، که دلیل اصلی آن تاخیرهای لجستیکی است." برای انجام این کار، ایجاد کنید: (1) نمودار میله ای هدف در مقابل واقعیت، (2) عنوانی که نتیجه را بیان می کند، (3) یک طرح خلاصه اجرایی 3 جمله ای. من اعداد را تأیید می کنم. مناسب

اعلان ضعیف / اعلان قوی

اعلان ضعیف:

از این داده های فروش نمودار خوبی بسازید.

"زیبا" ذهنی است. معلوم نیست کدام سوال، کدام مخاطب، کدام پیام. هوش مصنوعی یک نمودار تصادفی و شاید گمراه کننده تولید می کند.

اعلان قدرتمند:

نقش شما: دستیار تجسم داده ها. مخاطب: مدیریت ارشد. پیام: "کانال تلفن همراه در 12 ماه از وب پیشی گرفت." من فروش ماهانه کانال دارم. وظیفه: (1) کد نمودار خطی (matplotlib) که این پیام را به وضوح نشان می دهد، (2) محور y از 0 شروع می شود، رنگ شناور موبایل، خاکستری وب، (3) عنوان که نتیجه را نشان می دهد. استفاده از مقیاس های گمراه کننده؛ نمایش داده ها همانطور که هست. اعداد را ارائه خواهم کرد.

در اینجا مخاطب، پیام، قانون صداقت و نوع نمودار مشخص است.

اشتباهات رایج

  • رسم نمودار بدون اتصال آن به یک سوال. گرافیک بی هدف بیننده را خسته می کند و تصمیم گیری نمی کند.
  • برای گمراه کردن با محور شکسته / کج. در مقایسه، محور باید از 0 شروع شود. مسئولیت اخلاقی با شماست.
  • همه چیز را در یک نمودار جمع کنید. گرافیک اسپاگتی پیام را می کشد. تاکید کن بقیه رو ساکت کن
  • نوع نمودار اشتباه (مخصوصا پای چند تکه). از خطوط برای زمان و نوارها برای مقایسه استفاده کنید.
  • عنوان نمودار را توصیف می کند. تیتر خوب نتیجه/تصمیم را نشان می دهد، نه نام ستون را.
نکته: وقتی هر نمودار را تمام کردید، یک تست 5 ثانیه ای انجام دهید: 5 ثانیه به کسی نشان دهید و بپرسید "چه چیزی می فهمی؟" اگر نتواند پیام درست را بگوید، نمودار هنوز آماده نیست. ساده کنید، تاکید کنید، عنوان را نتیجه محور کنید.

به طور خلاصه

تجسم پلی است که تحلیل را به تصمیم تبدیل می کند. یک نمودار خوب به یک سوال پاسخ می دهد. نوع صحیح (خط برای زمان، نوار برای مقایسه، توزیع برای رابطه) انتخاب شده است. صادقانه ترسیم شده است (محور شروع از 0، رنگ معنی دار، بدون چیدن گیلاس). حامل پیام عنوان سادگی و نتایج است. هوش مصنوعی به سرعت کدهای گرافیکی و عناوین پیش‌نویس را تولید می‌کند، اما انسان تصمیم می‌گیرد که چه پیامی منتقل شود و آیا گرافیک صادقانه باشد. مسئولیت اخلاقی بر عهده راوی است.

وظیفه کاربردی

یک یافته را انتخاب کنید و آن را به یک نمودار منفرد مبتنی بر نتیجه تبدیل کنید. پس از رسم نمودار، صداقت را بررسی کنید: آیا محور از 0 شروع می شود، آیا رنگ معنی دارد، آیا عنوان نتیجه را بیان می کند؟ سپس "آزمون 5 ثانیه ای" را انجام دهید (آن را به کسی نشان دهید و از او بپرسید که چه چیزی می فهمد) و نمودار را بر اساس بازخوردی که دریافت می کنید ساده کنید.

چک لیست

  • [ ] آیا نمودار من به یک سوال واضح پاسخ می دهد؟
  • [ ] آیا نوع نمودار برای هدف (زمان/مقایسه/رابطه) مناسب است؟
  • [ ] آیا محورها صادق هستند (از 0 در مقایسه شروع می شوند)؟
  • [ ] رنگ و سادگی از پیام پشتیبانی می کند، آیا آنها زینتی نمی شوند؟
  • [ ] آیا عنوان به جای توصیف نمودار، نتیجه/تصمیم را بیان می کند؟