سود:
- توانایی ایجاد یک تابلوی روحی با ترجمه یک مفهوم به عبارات جهت دار و تبدیل آنها به کیفیت های مشخص مانند رنگ، بافت و نور.
- توانایی ایجاد یک ابزار تصمیم گیری که با ارائه 2-3 جنبه بصری به مشتری به جای یک جنبه، دورهای تجدید نظر را کاهش می دهد.
- توانایی درک مرز بین الهام و تقلید و تعریف مراجع با کیفیت بدون ذکر نام تجاری
هر کار طراحی خوب از یک جهت شروع می شود، نه از یک تصویر. قدرتمندترین ابزار برای یافتن آن جهت، مودبرد است: تابلوی الهام بخش که حس، رنگ، بافت و فضای یک برند یا پروژه را گرد هم می آورد. در این بخش، نحوه استفاده از هوش مصنوعی را در فرآیند توسعه مود و مفهوم (ترجمه یک ایده به جهت بصری) یاد خواهیم گرفت. هدف تولید یک «تصویر زیبا» نیست. این در مورد ارائه چندین جنبه بصری ثابت به یک نام تجاری و انتخاب مناسب است.
Moodboard چه کار می کند؟
Moodboard تضمین می کند که همه (شما، مشتری، تیم) قبل از ایجاد یک طرح بتن، رویای یکسانی را می بینند. وقتی مشتری می گوید "مدرن و گرم"، "مدرن" در ذهن او ممکن است با شما متفاوت باشد. Moodboard به صورت بصری این ابهام را برطرف می کند. یک مودبورد خوب پنج چیز را منتقل می کند: پالت رنگ (رنگ های اصلی برند)، احساس تایپوگرافی (شخصیت نوع)، بافت/مواد (چوب، فلز، احساس کاغذ)، فضا/نور (گرم، تازه، دراماتیک)، و ارجاع به سبک (نمونه هایی با زیبایی شناسی مشابه).
هوش مصنوعی در اینجا به دو روش کمک می کند: اول، به شما امکان می دهد یک مفهوم را در کلمات بیان کنید (تعریف جهتی مانند "مینیمالیسم گرم"). دوم، به سرعت آن مفهوم را تجسم می کند، بنابراین می توانید بپرسید "منظورت این بود؟" او تجسم می کند. نکته مهم این است که Moodboard را به عنوان یک ابزار تصمیم گیری در نظر بگیرید، نه یک قابل تحویل.
نکته: یک مودبورد واحد به مشتری ارائه نکنید. 2 تا 3 جهت مختلف ارائه دهید (مانند "آرام و طبیعی"، "جسورانه و پرانرژی"، "کلاسیک و معتبر"). داشتن یک انتخاب، هم مشتری را در فرآیند مشارکت می دهد و هم دورهای تجدید نظر را کاهش می دهد.
قرار دادن مفهوم در کلمات: عبارات جهت دار
عباراتی که احساس یک برند را در دو یا سه کلمه فشرده می کنند، جهت مفهوم نامیده می شوند. عبارات وارونه دارای یک صفت + تعادل متضاد هستند: "مینیمالیسم گرم"، "صنعتی اما دعوت کننده"، "نوستالژیک اما تمیز". این عبارات هم درخواست شما و هم مکالمه شما با مشتری را روشن می کند. از هوش مصنوعی بخواهید که ابتدا این عبارات را ایجاد کند، سپس هر کدام را به ویژگی های بصری (رنگ، بافت، نور) ترجمه کند.
فرآیند Moodboard مرحله به مرحله
- خلاصه: برند کیست، برای چه کسی جذاب است، چه احساسی باید داشته باشد؟
- ایجاد 3 عبارت جهت: سه جهت زیبایی شناختی که با یکدیگر متفاوت هستند را شناسایی کنید.
- همه جنبه ها را به ویژگی ها تبدیل کنید: پالت رنگ، احساس تایپوگرافی، بافت، نور، صحنه های نمونه.
- تجسم: برای هر جهت چند تصویر مرجع تولید کنید (مانند یک مربع حالت).
- ارائه و انتخاب: نمایش به مشتری/تیم، یکی را انتخاب کنید.
- عمیق کردن: جهت انتخاب شده را در یک زبان بصری منسجم جاسازی کنید.
استفاده از مرجع و مرزهای اخلاقی
الهام گرفتن از تصاویر موجود هنگام ایجاد یک مودبرد طبیعی است. اما کپی کردن کار یک طراح دیگر با الهام گرفتن از یک زیبایی شناسی متفاوت است. گفتن به هوش مصنوعی که «آن را به سبک آن برند بساز» خطر شبیه شدن آن به آن برند را افزایش میدهد و از نظر اخلاقی/حق نسخهبرداری قابل اعتراض است. درعوض، با شرایط صلاحیت صحبت کنید: بگویید «فضای سفید زیاد، تایپوگرافی ظریف و رنگهای پاستلی مانند استفاده از آن برند»، نام برند را هدف قرار ندهید. به این ترتیب شما الهام می گیرید اما تقلید نمی کنید. این تمایز را تحت عنوان کپی رایت در واحد نهم تعمیق خواهیم داد.
احتیاط: گمراه کننده است که کار تمام شده استودیو دیگری را روی تابلوی خلق و خو قرار دهیم و به مشتری این تصور را بدهیم که "این کاری است که ما انجام خواهیم داد". شهادت ها را به عنوان الهام بخش قرار دهید، نه وعده.
تبدیل moodboard به ارائه
یک مودبرد خوب نیمی از ارزش خود را از دست می دهد مگر اینکه با یک ارائه خوب تکمیل شود. به جای چشمک زدن بیصدا تصاویر برای مشتری، هر جنبه را با یک روایت کوتاه قاب کنید: «این جهت برند شما را در مکانی آرام و اطمینانبخش قرار میدهد، به همین دلیل است که ما از فضای سفید زیادی، نور ملایم و رنگهای خاکی استفاده کردیم.» این روایت به مشتری پاسخ این سوال را می دهد که "چرا این تصاویر بصری؟" و انتخاب خود را بر مبنای استراتژیک قرار می دهد، نه احساسی. سه چیز را در ارائه روشن نگه دارید: احساس (آنچه که برند به شما احساس میکند)، همتایان بصری (رنگ، بافت، تایپوگرافی) و مثال اجرا (چگونه این جنبه روی یک پست یا بستهبندی ظاهر میشود). هوش مصنوعی در اینجا نیز به شما کمک میکند: میتوانید از آن بخواهید توضیحی کوتاه و متقاعدکننده برای هر جنبه ایجاد کند، که سپس آن را با صدای خود ویرایش کنید. همچنین، هنگام انتخاب مشتری، "کدام یک را دوست دارید؟" به جای "کدام یک با مشتریان برند شما دقیق تر صحبت می کند؟" پرسیدن مکالمه را از سلیقه شخصی به تناسب استراتژیک منتقل می کند و تصمیمات بعدی طراحی را آسان تر می کند. بنابراین، مودبرد نه تنها به یک تابلوی زیبا، بلکه به قطب نمای پروژه تبدیل می شود.
سه کیف کوچک
مورد 1 - از بین بردن عدم قطعیت. یک طراح سه دور تجدید نظر را با مشتری هتلی که «لوکس اما صمیمی» میخواست هدر داد، زیرا همه رویای «تجمل» متفاوتی را در سر میپرورانند. تجسم سه عبارت جهت (لوکس داغ، لوکس مدرن، لوکس کلاسیک) در 20 دقیقه با هوش مصنوعی. مشتری "لوکس گرم" را انتخاب کرد. طرح های بعدی در یک دور تایید شدند. سه دور بازنگری در یک دور جمع شد.
مورد 2 - کشف پالت. برای یک برند تجارت الکترونیک، طراح از هوش مصنوعی خواست تا پنج پالت رنگ + بافت مختلف را با هم تطبیق دهد. از میان گزینه هایی که در 15 دقیقه ارائه شد، پالت "زمین + کرم + سبز تیره" که به بهترین وجه با برند مناسب بود انتخاب شد و به طور مداوم در تمام تصاویر محصول استفاده شد. وضوح تصمیم پالت هماهنگی 40 تصویر بعدی را تضمین کرد.
مورد 3 - بازگشت از تقلید. یک کارآموز تصاویر کمپین یک برند رقیب مستقیم را روی تابلوی روحی قرار داد و گفت: "مثل این است." سرپرست تیم هشدار داد: این هم خطر کپی رایت و هم خطر موقعیت است. مراجع به کیفیت ترجمه شدند ("فضای منفی زیاد، نور گرم، تاکید تک رنگ") و یک جهت منحصر به فرد ایجاد شد. کار بدون خطر شباهت پیش رفت.
قالب های قابل کپی
1) مولد بیان جهت:
3 بیانیه جهت بصری مختلف برای یک نام تجاری [صنعت] ایجاد کنید. هر عبارت باید دو تا سه کلمه باشد و تعادل/تضاد را بیان کند (به عنوان مثال "مینیمالیسم گرم"). نام تجاری مخاطب چه کسی است: [مخاطبان هدف]. برند باید چه احساسی در شما ایجاد کند: [3 صفت]. هر جمله را در یک جمله توضیح دهید.
2) تغییر جهت به صفات:
عبارت جهت زیر را به ویژگیهای ملموس برای یک تابلوی روحی ترجمه کنید: پالت رنگ (3-4 رنگ، با نام)، احساس تایپوگرافی، بافت/مواد، نور و جو، 4 ایده نمونه صحنه. بیانیه جهت: [چسباندن]
3) درخواست تصویر Moodboard:
یک تصویر برای یک قاب مودبرد ایجاد کنید. جهت: [بیان جهت]. پالت رنگ: [رنگها]. اتمسفر: [نور/احساس]. صحنه: [نمونه صحنه].سبک: عکس مرجع واقع گرایانه; بدون متن خواندنی؛ 1:1 مربع، لحن ساده و ثابت.
4) جدا کردن الهام از تقلید:
شرح مرجع زیر را صرفاً بر اساس ویژگیهای بصری (فضا، رنگ، نور، احساس تایپوگرافی)، بدون نام تجاری یا تقلید تحت اللفظی به شرحی ترجمه کنید. مرجع: [چسباندن]
اعلان ضعیف / اعلان قوی
لاغر: برای یک برند قهوه یک تابلوی روحی درست کنید.
نتیجه: یک پانل مجزا. نه جهت، نه پالت و نه احساس واضح است. ابزار تصمیم گیری نیست.
قوی: 3 جهت بصری را برای یک برند قهوه نسل سوم پیشنهاد کنید: یک بیانیه جهت دو کلمه ای، 3-4 پالت رنگ، احساس تایپوگرافی، بافت و 3 صحنه نمونه برای هر کدام ارائه دهید. این برند مخاطبان جوان و کنجکاویی را که به پایداری اهمیت می دهند، جذب می کند. مراجع را فقط با شرایط و بدون برند توصیف کنید.
نتیجه: سه جهت قابل مقایسه، قابل انتخاب و منحصر به فرد.
تفاوت: یک اعلان قوی به جنبه های متعدد، ویژگی های مشخص و یک کد مرجع اخلاقی نیاز دارد.
جدول اجزای مودبرد
جزء
چه می گوید؟
چگونه از هوش مصنوعی بپرسیم
پالت رنگ
حس برند
"حدود 3-4 رنگ، با نام و HEX"
احساس تایپوگرافی
شخصیت متن
"نازک/ضخیم، سریف/بدون سریف احساس"
بافت / مواد
احساس فیزیکی
"بافت چوب، کاغذ، فلز"
نور/اتمسفر
خلق و خوی
"گرم، تازه، دراماتیک"
صحنه نمونه
ایده برنامه
"3 صحنه استفاده از محصول"
اشتباهات رایج
- ارائه تنها یک جهت: وقتی به مشتری حق انتخاب نمی دهید، وارد چرخه "این کاملاً درست نیست" می شوید. 2-3 جهت ارائه دهید.
- عدم بیان جهت در کلمات: کار با کلمات مبهم مانند "مدرن". با بیان جهت روشن کنید.
- تقلید از رقیب: گفتن «مشابه این» با دادن نام تجاری؛ با شایستگی صحبت کنید.
- اشتباه گرفتن Moodboard برای تحویل: این یک ابزار تصمیم گیری است. سپس باید به زبانی ثابت قرار گیرد.
- به تعویق انداختن تصمیم پالت: تولید یک تصویر زمانی که جهت رنگ مشخص نیست بعداً ناهماهنگی ایجاد می کند.
به طور خلاصه
Moodboard یک ابزار تصمیم گیری است که به همه اجازه می دهد قبل از شروع طراحی، رویای یکسانی را ببینند. هوش مصنوعی با تبدیل یک مفهوم به عبارات جهت دار، ترجمه آنها به کیفیت های ملموس مانند رنگ، بافت، نور و تجسم سریع آنها، این فرآیند را تسریع می کند. ارائه 2-3 جنبه به مشتری به جای یک جنبه، تجدید نظرها را کاهش می دهد. مراجع باید با صلاحیت تعریف شوند، برندهای رقیب نباید تقلید شوند. الهام گرفتن و کپی کردن متفاوت است.
وظیفه کاربردی
یک برند (واقعی یا خیالی) را انتخاب کنید. از هوش مصنوعی بخواهید سه بیان جهت را ایجاد کند، سپس جهت مورد علاقه شما را به ویژگی های مشخص (پالت، احساس تایپوگرافی، بافت، نور، سه صحنه نمونه) ترجمه کنید. دو تصویر مودبرد برای آن جنبه تولید کنید. در نهایت، بررسی کنید و توجه داشته باشید که هیچ نام تجاری یا تقلید دقیقی در مراجع شما وجود ندارد.
چک لیست
- [ ] من حداقل 3 جهت بصری مختلف را تولید و مقایسه کردم.
- [ ] من تمرکز را به کیفیت های بتن (رنگ، بافت، نور) معطوف کردم.
- [ ] من پالت رنگ را روشن کردم.
- [ ] من ارجاعات را بدون ذکر نام تجاری با ویژگی ها تعریف کردم.
- [ ] من از moodboard به عنوان یک ابزار تصمیم گیری استفاده کردم، نه به عنوان یک تحویل.
- [ ] من آن را برای انتخاب به مشتری/تیم ارائه کردم.